در بين القاب رسمى خلفاى بعدى لقب أمير المؤمنين ترجيح داده مىشد و عموما مورد استفاده قرار مىگرفت . « 1 » مطابق روايات تاريخى عمر اولين كسى بود كه اين لقب را براى خود اختيار كرد . اين عنوان خلافتى را كه ابو بكر ، تأسيس كرد به خوبى تبيين مىكند .
خليفه در درجه اول حاكم مؤمنين بود . قريش طبقه حاكمى براى او و يارانش فراهم كرد و قبائل ديگر اعراب مىبايست تحت تسلط او قرار مىگرفتند . ابو بكر هم با ارادهء تسليم نشدنى خود مقهور ساختن آنها [ قبائل اعراب ] را آغاز كرد .
اصحاب اوليه از جمله حتى عمر ، شخصى كه عميقا متعهد بود كه با زور اقتدار اسلام را توسعه دهد در ابتدا شك و ترديدهايى داشتند ، مخصوصا درباره تجاوز علنى عليه همكيشان مسلمان خود . آيا قرآن مسلمانان را نصيحت نكرده بود كه آنها برادر يكديگرند و بايد كوشش كنند كه اختلاف بين خود را با مصالحه و مدارا حل نمايند ؟
ابو بكر بار ديگر بر حمايت قريش تكيه مىكرد آنها نيز مسلما منافع خود را در سركوبى اعراب مىديدند . و قريش براى بدست آوردن امنيت كاروانهاى تجارتى خود از دير زمان بر پيمانهاى خود بار ديگر قبائل عرب تكيه كرده بودند . ولى چنين پيمانهايى با قبائل خود مختار اصولا ناپايدار و غالبا به مفهوم شركت در منافع مادى بود و دشمنى ديگر قبائل را به همراه مىداشت . پيشنهاد سلطه بر تمامى اعراب از جانب خليفه روابط امن تجارى و منافع جديد و همچنين فرماندهى لشكريان مسلمان و حكومت بر سرزمينهاى تحت سلطه را براى آنها به ارمغان مىآورد . قريش به همين خاطر جنگ عليه مرتدان را با جديت تمام دنبال كردند . روحيه آنان را مىتوان از قتل بىرحمانه مالك بن نويره و مردم ديگرى از بنى يربوع ، آن هم بعد از تسليم شدن و اقرار آنها به اسلام و همچنين همبستر شدن خالد بن وليد با همسر مالك بن نويره در همان شب كشتن مالك به خوبى دريافت .
در اوائل همان سال مالك بن نويره از جانب محمد صلّى اللّه عليه و آله مأمور شده بود از قبيله خود زكات جمعآورى كند . وقتى كه او خبر رحلت پيامبر را دريافت كرد شترهايى را كه از اعضاى قبيله خود بعنوان زكات گرفته بود به صاحبان آنها بازپس داد يا مطابق روايتى ديگر تمامى شترهايى را كه از قبائل مختلف بعنوان زكات گرفته بود با حمله به آنها همه را متفرق كرد . مطابق هر دو روايت اصلى ابو بكر از رد كردن خود بعنوان جانشين مشروع
هامش
( 1 ) كرون و هندز ، خليفة اللّه ، ص 11 .