عطا كرده بود . بدين سبب اهل مكه دليلى نداشتند كه اصل ادامه حكومت اسلامى را مورد سؤال قرار دهند يا وضع حكومت آزاد قبلى خود را تمنّا كنند . « 1 » ليكن ابو بكر مىخواست بيشتر از آنچه محمد صلّى اللّه عليه و آله به آنها داده بود بدهد . از اين پس مبناى حكومت اسلامى حاكميت قريش بر تمامى اعراب بود . حق حكومت كردن به اسم اسلام ، از اين ادعا حاصل شده بود ، كه اعراب فرمانبردار ديگران نخواهند شد . ابو بكر هم حق فطرى آنان [ قريش ] را با عقيم گذاردن جاهطلبى انصار محافظت كرد . انصار ، كه محمد صلّى اللّه عليه و آله توانست با حمايت آنها [ قريش ] را وادار به تسليم كند ، اكنون به جاى خود خواهند نشست و مانند ساير اعراب تابع قريش خواهند شد . بدون آنكه قبيله يا طايفهاى باشد كه قريش از آن طريق طالب حكومت موروثى شوند . ابو بكر در حقيقت نماينده آنها ، يعنى خليفهء قريش بود .
تكيه شديد ابو بكر بر اشراف قديم مكه براى رهبرى لشكرهاى مسلمانان در سركوبى ردّه و آغاز فتوحات خارج از عربستان را شوفانى « 2 » و دنر « 3 » بدرستى بررسى كردهاند . بخصوص كه دو طايفه قدرتمند قريشى مخزوم و عبد شمس بيش از همه برترى يافتند . در بين فرماندهان نظامى ابو بكر در جنگهاى ردّه ، عكرمه بن ابو جهل از مخزوم و يزيد بن ابو سفيان از اميه ، فرزندان دو تن از رهبران سابق مكه كه مخالف محمد صلّى اللّه عليه و آله
هامش
( 1 ) درباره وقايع آن زمان در مكه اطلاعات زيادى در دست نيست . مطابق خبر مصعب بن زبير ، اهل مكه ، وقتى از رحلت محمد صلّى اللّه عليه و آله باخبر شدند تحريك شده و آماده بودند كه از اسلام برگردند . آن وقت سهيل بن عمرو از بنى عامر بپاخاست و سخنانى مانند سخنان ابو بكر ايراد كرد به طورى كه گمان مىرفت او آن سخنان را از ابو بكر در مدينه شنيده است . مردم آرام شدند و راهنمائى او را پذيرفتند . والى آنها در آن وقت مطابق خبر زبيرى عتاب بن اسيد از عبد شمس بود ( زبيرى ، نسب ، 418 ) . سهيل بن عمر ، خطيبى معروف بود و تا فتح مكه از سرسختترين دشمنان محمد صلّى اللّه عليه و آله به شمار مىرفت . شايد او اهل مكه را متقاعد كرد كه بعد از رحلت محمد صلّى اللّه عليه و آله حكومت بر اعراب به اسم اسلام نصيب قريش خواهد شد ، همانطور كه ابو بكر مسلمانان مدينه را ترغيب كرده بود . سهيل و خانواده او در فتح شام شركت داشتند و در آنجا به همراه پسرانش كشته شد . بايد دانست كه بنى عامر از قريش حاميان ديرينه و نزديك عبد شمس و مخالف هاشم بودند . رك : كيستر ، « . . . الّا بحقّه ، تحقيقى در مورد يك حديث قديمى » در مطالعات اورشليم در زمينه زبان عربى و اسلام ، 5 ( 1984 م ) ، 33 - 52 در ص 34 - 35 .
كيستر روايتى را نقل مىكند كه سهيل از اهل مكه خواست زكات را به والى خود پرداخت كنند و به آنها وعده داده بود در صورتى كه حكومت ابو بكر متلاشى شود پرداخت زكات از طرف آنها را جبران خواهد كرد .
( 2 ) شوفانى ، ردّه و فتوحات اسلامى در عربستان ، ص 58 - 64 .
( 3 ) دنر ، فتوحات صدر اسلام ، ص 86 - 88 .