تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
محمد صلّى اللّه عليه و آله نسبت به وى حسد مىورزد ، لذا كوشش مىكرد با متهم كردن عايشه ابو بكر را تضعيف كند . از آن پس ابو بكر او [ على عليه السّلام ] را رقيب و دشمن خود مىدانست . او در اين كار كه على عليه السّلام خليفه شود براى خود و عايشه خيرى نمىديد . على عليه السّلام احتمالا براى مشورت در امور سياسى به عموى خود عباس تكيه مىكرد و مقام عايشه را هم كاهش مىداد . از اين لحاظ ابو بكر علاوه بر جاه‌طلبى شخصى دليل قاطعى داشت كه از جانشينى على عليه السّلام جلوگيرى كند ، سابقه مداخله على عليه السّلام در روابط زناشوئى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با هر انگيزه‌اى كه بود براى او خيلى گران تمام شد و ابو بكر با بهره‌گيرى از اشتباه عجولانه انصار ، توانست نقشه‌هاى خود را كه از زمان اين اتفاق تأسفبار آن را در سر مىپروراند عملى سازد . به رغم ادعاى عمر كه نظر همه مسلمانان به سوى ابو بكر متوجه بود وضع خليفه در وهله اول صرفنظر از مسأله ردّه قبائل مختلف ، خيلى متزلزل مىنمود . در مدينه عمر اين مسئوليت را به عهده داشت كه از تمامى ساكنان آنجا بيعت بگيرد . او در آغاز با كمك بنى اسلم بر كوچه‌ها مسلط شد و بعدا عبد الأشهل از قبيله اوس بر خلاف اكثريت خزرجيها خيلى زود از مدافعان نيرومند حكومت جديد شد . منابع ذكر مىكنند كه زور فقط در مقابل زبير از صحابه اعمال شد كه او همراه چند نفر ديگر از مهاجرين در خانه فاطمه عليها السّلام تجمع كرده بودند . عمر تهديد كرد كه همه از خانه [ فاطمه عليها السّلام ] بيرون آيند و با ابو بكر بيعت كنند در غير اين صورت خانه را [ با اهلش ] « * » به آتش خواهد كشيد . زبير با شمشير كشيده به طرف او آمد ، امّا بلغزيد و شمشير از دستش بيفتاد و مردان عمر برجستند و او را بگرفتند . « 1 » شواهدى موجود است كه خانه فاطمه عليها السّلام مورد تفتيش قرار گرفت . از على عليه السّلام بعدا نقل شده كه او مكرر اظهار مىداشت كه اگر چهل نفر همراه او بودند مقاومت مىكرد « 2 » . و اما اين كه زور تا چه حد در ديگر موارد اعمال شد نامعلوم
هامش
* و الله لاحرقن عليكم . ( 1 ) يا شمشير او ضبط گرديد . رك : طبرى ، ج 1 ، ص 1818 . ( 2 ) منقرى ، وقعه صفين ، ص 163 . به نقل كتاب السقيفة ، ابو بكر جواهرى ، عمر ، على عليه السّلام را پيش ابو بكر برد . او از بيعت با ابو بكر خوددارى كرد و با او بحث كرد كه او [ على ] براى خلافت شايسته‌تر از اوست . ابو عبيده كوشش كرد كه او را وادار كند كه فكر خود را عوض كند بر اين مبنى كه ابو بكر از او مسن‌تر و باتجربه‌تر مىباشد و او اگر بعد از ابو بكر زنده بماند حتما صلاحيت خليفه شدن بخاطر خويشاوندى نزديك به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و فضائل قبلى را دارد . على عليه السّلام اصرار نمود كه حكومت محمد صلّى اللّه عليه و آله نبايد از خانه او جدا گردد و او تا رحلت فاطمه با [ ابو بكر ] بيعت نكرد . ( ابن ابى الحديد ، شرح ، ج 6 ، ص 11 - 12 ) .
جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 67 | ويلفرد مادلونگ / احمد نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط