خواهد بود كه در شورا به چنين توافقى برسند .
تصميم روشن ابو بكر براى جانشينى و جلوگيرى او از انتخاب على عليه السّلام توضيحات بيشترى مىطلبد . ابو بكر در آن وقت مرد مسنّى بود و احتمال هم نمىداد كه مدتى طولانى حكومت كند . او ظاهرا فرزندان يا اقوام نزديك و شايستهاى براى جانشينى خود نداشت . « 1 » آيا منطقىتر نبود كه او از جانشينى پسر عموى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و پدر نوههاى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله حمايت كند به اين اميد كه چون على عليه السّلام [ از نظر مدعيان خلافت ] فاقد بصيرت سياسى بود در مشورت به ابو بكر تكيه كند مانند محمد صلّى اللّه عليه و آله كه در كارها با ابو بكر مشورت مىكرد . ليكن روابط ضعيف ، بدگمانى و عداوت بين اين دو شخص بروشنى مانع اين كار شد . موضع على عليه السّلام در ماجراى گردنبند مفقود شده عايشه و غيبت بدون اطلاع او از اردوگاه مسلمانان و پيشنهاد على عليه السّلام به محمد صلّى اللّه عليه و آله براى طلاق دادن عايشه و كوشش او براى گرفتن اقرار جرم از پيشخدمت عايشه ، باعث شد همسر گرامى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در طول زندگى خود عداوت [ على عليه السّلام ] را در دل داشته باشد و او اين را پنهان هم نمىكرد . ابو بكر هم عداوتى مانند او [ عايشه ] داشت ليكن او بعنوان يك سياستمدار مهذّب آن را در بين مردم ابراز نمىكرد . رسوائى عايشه نه تنها شأن خانوادگى او را تيره مىكرد بلكه احتمالا موقعيت ابو بكر را بعنوان دوست مورد اعتماد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تحت تأثير قرار مىداد . ابو بكر درست يا غلط تصوّر مىكرد كه على عليه السّلام بخاطر نفوذش ( ابو بكر ) بر
هامش
( 1 ) هر دو فرزند جوان او بعد از هجرت همراه او به مدينه نيامدند . عبد الرحمن فرزند ارشد ابو بكر و برادر تنى عايشه در صف كفار مكه در جنگ بدر حضور داشت - او كمى قبل از فتح مكه اسلام را قبول كرد . امكان دارد كه او از ابو قحافه ، پدر ابو بكر ، پيروى مىكرد كه او هم بعد از فتح مكه اسلام آورد . روابط عبد الرحمن با پدرش تيره بود . او بعدا روابط حسنهاى با خواهرش عايشه داشت نقل شده كه عبد اللّه بن ابو بكر ، كه از مادر ديگرى بود براى پدر خود [ ابو بكر و دوستانش از محاصرهشدگان در شعب ابى طالب نبودند رك : ابن ابى الحديد شرح ، ج 14 ، ص 64 - 65 ] و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در دوران پناهندگى در شعب ابو طالب قبل از هجرت آذوقه و اخبار فراهم مىكرده است . بعدا هم مخفيانه از مدينه بازديد مىكرد و اطلاعاتى درباره مردم مكه به دست مىآورد و عايشه او را پنهان مىكرد . اما به طور قطعى معلوم نيست كه او كى مسلمان گرديد . او در محاصره طايف كه همراه مسلمانان بود بر اثر اصابت تيرى شديدا مجروح شد . دو سال بعد در آغاز حكومت پدرش بخاطر همين جراحت از دنيا رفت . فرزند سوم ابو بكر محمد است كه از اسماء بنت عميس ، بيوه جعفر ، برادر على عليه السّلام ، مىباشد . او يك سال قبل از به قدرت رسيدن ابو بكر به دنيا آمد . اسماء بعد از مرگ ابو بكر ، با على عليه السّلام ازدواج نمود . محمد هم در خانه على عليه السّلام بزرگ شد و طرفدار جدّى پدرخواندهاش ( على عليه السّلام ) بود .