حكومت موروثى و در نتيجه كنار گذاشتن خاندان محمد صلّى اللّه عليه و آله از حكومت كار چندان سادهاى نبود . اگر اسم على عليه السّلام مطرح مىشد ، عبد شمس يكى از دو طايفه قدرتمند قريش ، مطابق قوانين اخلاقى قبيلهاى براى حفظ حيثيت خود از او [ على عليه السّلام ] حمايت مىكردند - با وجود آنكه اختلافات بين بنى هاشم و بنى عبد شمس از اسلام هم قديمتر بود و اكثريت آنها [ بنى عبد شمس ] تحت رهبرى ابو سفيان نقش تعيين كنندهاى در مخالفت با محمد صلّى اللّه عليه و آله ايفا كرده بودند ؛ به هر حال اين دو طايفه روابط نزديك داشتند . تا زمانى كه بنى عبد شمس اميد معرفى كانديد از بين خود نداشتند براى ابو سفيان ، رئيس بنى عبد شمس خيلى شرمآور بود كه از على عليه السّلام حمايت نكند ، در حالى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با ابو سفيان و طايفهاش بعد از فتح مكه با كرم رفتار كرده بود .
شواهد معتبرى در دست است كه ابو سفيان ، فورا بعد از انتخاب ابو بكر پيشنهاد حمايت خود براى مبارزه با اين تصميم به على عليه السّلام ارائه كرد . بعدا على عليه السّلام در نامه خود به معاويه از اين پيشنهاد پدر او ياد و تصريح كرد كه پيشنهاد ابو سفيان را از بيم پراكندگى امّت نپذيرفت ، زيرا مردم هنوز به دوره جاهليت نزديك بودند . « 1 » دانشمندان غربى اين روايت پيشنهاد حمايت ابو سفيان از على عليه السّلام عليه ابو بكر را هميشه مورد تأييد قرار مىدهند ليكن آنها اين كه [ على عليه السّلام ] اين پيشنهاد ابو سفيان را بعنوان يك آشوبگر « * » رد كرد يك قصه جعلى عليه بنى اميه مىدانند « 2 » اگر اين روايات بازگوكننده جهتگيرى پدر بنيانگذار خاندان اموى باشد ، صرفنظر از اينكه او واقعا در مقابل عمل انجام شده ابو بكر چرا چنين كرد ، اين امر به خوبى نشان مىدهد كه ابو سفيان چه چيز را مناسب مىدانسته است . امتناع خالد بن سعيد بن عاص - از اصحاب برجسته و از اولين كسانى كه
هامش
( 1 ) نصر بن مزاحم منقرى ، وقعة صفين ، به اهتمام عبد السلام محمد هارون ( قاهره - 1382 / 1962 ، ص 92 .
بلاذرى ، انساب الاشراف ، به اهتمام محمد باقر محمودى ( بيروت 1974 ، ج 2 ، ص 281 . درباره موثق بودن اين نامه رك : همين كتاب ص 288 ، يادداشت 2 .
* اين عبارت نامه على عليه السّلام به نقل بلاذرى ( انساب ج 2 ، ص 281 ) چنين است « فكنت الذي ابيت ذلك مخافة الفرقه بالقرب عهد الناس بالكفر و الجاهلية » و سخنى از آشوبگرى ابو سفيان در اين نامه نيست . البته كايتانى جمله را اين گونه ترجمه كرده است : « و من آن را نپذيرفتم چون ابو سفيان و پيروانش به دوره جاهليت نزديك بودند و از اين رو بيم پراكندگى در امت اسلامى بود . »
( 2 ) تاريخ اسلام ، ج 20 ، بخش 1 ، ص 518 ، بحث كايتانى كه ابو سفيان نقش عمده در انتخاب ابو بكر داشت فاقد هرگونه اعتبارى مىباشد .