هر دو شخص مورد نظر هيچ احتمال پيروزى ندارند ابو عبيده ، گرچه از صحابه گرامى اوليه بود ليكن آن برترى و استعداد را نداشت كه مورد توجه قرار گيرد . او در اين جلسه عمر عمدتا بعنوان دوست محمد صلّى اللّه عليه و آله حاضر بود . عمر گرچه از معاشران نزديك پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و از افراد برجسته و مقتدر جامعه بود ليكن در همان لحظه اول با تكذيب كردن خبر رحلت محمد صلّى اللّه عليه و آله در بين مردم خود را بدنام كرده بود . ابو بكر يقين داشت عمر كه با محروم شدن از وجود پيامبر صلّى اللّه عليه و آله خرد شده و بعد از آن كه دو دفعه از جانب ابو بكر كنار گذاشته شده ، اين بار نيز در برابر او تسليم خواهد شد . بنابراين عمر تذكر او را پذيرفت و دست بيعت به ابو بكر داد . ابو بكر در پذيرش بيعت لحظهاى تأمل نكرد . زيرا او آنچه مىخواست بدست آورده بود .
اشتباه عجولانه انصار براى انتخاب رهبر از بين خود در حقيقت موقعيت مناسبى براى ابو بكر بود . اين براى او فرصتى فراهم كرد كه خود را سخنگو و ادامه دهنده اتحاد در بين مسلمانان تحت يك رهبر واحد قرار دهد ، اتحادى كه از جانب انصار مورد تهديد قرار گرفته بود . همچنين از نظر او فرصت مهمى پيش آمد كه بيعت را براى خود مسلم سازد . قبل از آنكه درباره اشخاص مورد نظر براى خلافت بحث كلى صورت گيرد ، ابو بكر به خوبى آگاه بود كه شوراى آنهايى كه مستقيما در اين مسأله نقش داشتند ، قريش و انصار ، به نفع او نخواهد بود . اين مسلما باعث شكست او مىشد و يا على عليه السّلام كه خويشاوند نزديك محمد صلّى اللّه عليه و آله بود بعنوان بهترين انتخاب مطرح مىشد .
اگر على بعنوان نامزد براى جانشينى مطرح مىشد اكثريّت مطلق انصار از او حمايت مىكردند چرا كه آنها او را مانند محمد صلّى اللّه عليه و آله و جزئى از او مىدانستند . در بين قريش اوضاع به اين روشنى نبود . ارزيابى بعدى عمر از اين مسأله بنا بر نقل ابن عباس ، كه قريش از اقتدار موروثى يك طايفه ، كه قبلا از جانب خدا به نبوّت مفتخر شدهاند راضى نيستند تا حدى حائز اهميت است . يقينا تعدادى هم بودند كه از دورنماى حكومت انحصارى خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله راضى نبودند و آنها از ادعاى اوليه ابو بكر اغفال شده بودند كه قريش حق دستهجمعى براى حكومت دارد و او [ ابو بكر ] بعنوان نماينده آنها عمل مىكند . بعد از مطرح شدن اين ادعا و كسب حمايت از چند نفر معدود لازم بود تائيد اكثريت قريش را به سود خود تغيير دهد . امّا در شوراى خلافت قبولاندن نفى مطلق
جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 63
مساهمون: ويلفرد مادلونگ
ص٦٣