تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
عمر به ندرت به پيشامدهاى بعد از رحلت محمّد صلّى اللّه عليه و آله انديشيده بود و تصور نمىشود با طرح نقشه‌هايى براى جانشينى او موافقت كرده باشد . ليكن قضيه ابو بكر كاملا متفاوت با اين مسأله است . گرچه او در موقع رحلت محمد صلّى اللّه عليه و آله انتظار آن را نداشت و اين از اقامت او در خانه خانوادگى خود در سنح « 1 » آشكار مىشود ، ليكن او هيچ شك و ترديدى نداشت ، كه محمد صلّى اللّه عليه و آله يك روزى رحلت خواهد كرد . او بعنوان تاجر و سياستمدارى كامل و حسابگر آرام مكه ، در مديريت و برنامه‌ريزى امور جامعه مسلمين هم بعنوان مشير با اعتماد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله از نزديك در كارها شركت داشت ، او با دقت پيشامدهاى رحلت [ محمد صلّى اللّه عليه و آله ] را از پيش مطالعه كرده بود . او [ ابو بكر ] بخاطر علاقه عميق به منافع مشترك جامعه‌اى كه محمد صلّى اللّه عليه و آله با نام اسلام تأسيس كرده بود خيلى مشتاق بود كه اين اقتدار خود را توسعه داده و آن را بر تمامى اعراب و حتى فراتر از آن هم بگستراند اگر بنا بود جامعه متفرق نشود ، پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله بايد جانشين سياسى يعنى خليفه داشته باشد ليكن او بايد چه كسى باشد ؟ ابو بكر بدون ترديد قبل از رحلت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تصميم گرفته بود آن خليفه خود او باشد . او ، بدون نامزدى از جانب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله [ درباره مسأله خلافت ] تصميم داشت براى رسيدن به اين آرزو مخالفان قدرتمند خود را از ميان بردارد . واضح است كه از اهل بيت محمد صلّى اللّه عليه و آله كه در قرآن به آنان مرتبه‌اى بالاتر از ساير مسلمانان عطا شده بود بايد جلوگيرى شود تا ادعاى خود را پيش نيندازند . ابتكار عمل انصار فرصتى بود كه ابو بكر طالب آن بود و او بود كه اين اشتباه عجولانه ( فلته ) را با پيشنهاد دو نامزد براى انتخاب شدن مطرح كرد و اين نمايشى بود تا خود او در معرض پيشنهاد قرار گيرد . او در پيشنهاد خود جدى نبود و اين واضح است با پيشنهاد دو شخص مورد نظر در جمع ، مردم را به مشاجره وادار كرد ابو بكر خوب مىدانست كه اين
هامش
موقتا لطمه مىزد در حالى كه او ادعا نمود كه او بخاطر منافع جامعه چنين اقدامى نموده بود . مسلمانان بعدى ، كه احساسات شديد دينى درباره نزديك شدن ساعت موعود پايان اين دنيا كه با سخنان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دريافته بودند برايشان خيلى دشوار بود باور كنند عمر اين قدر ساده‌لوح باشد . ( 1 ) خانه ابو بكر در سنح در بين خانه‌هاى بنى حارث خزرجى قرار داشت ( ابن شبّه ، تاريخ مدينه ، 243 ؛ لكر ، مسلمانان ، يهوديان و مشركان در مدينه صدر اسلام ( ليدن ، 1995 ) ، ص 6 . او خانه‌اى متصل به مسجد النبى هم داشت كه در آن به مسجد باز مىشد . اگر او انتظار رحلت محمد صلّى اللّه عليه و آله را داشت مىتوانست در آن اقامت نمايد .