بعنوان انتخابى مناسب جلو بيندازند و فرضيه مثلث قدرت لامنس بر اين مطلب دلالت دارد . دلائل خوبى در رد اين فرضيه مىتواند ارائه شود . دليل صريح بر رد اين نظريه پافشارى فورى عمر بعد از رحلت محمد صلّى اللّه عليه و آله مىباشد كه او شديدا آن را انكار كرد و با صداى بلند مسلمانان حاضر را از قبول كردن شايعات كذب منافقين بر حذر داشت . بنابر نقل ابو هريره ، عمر تأكيد كرد كه محمد صلّى اللّه عليه و آله هم مانند موسى عليه السّلام به سوى خدا رفته و چهل روز بعد از فوت دوباره برخواهد گشت و تهديد كرد كه دست و پاى كسانى را قطع خواهد كرد كه ادعا كنند [ محمد صلّى اللّه عليه و آله ] مرده است . « 1 » اگر توافق قبلى در كار بود بايد فرض كنيم كه اين عمل عمر حساب شده و با نقشه قبلى بود تا فرصتى براى خود حاصل كند لكن انكار فورى مواضع عمر از جانب ابو بكر نشان مىدهد كه اينطور نبوده است . بلكه عمر تا حدى در معذرتخواهى خود در روز بعد در بين مسلمانان كه براى بيعت عمومى تجمع كرده بودند مخلص بوده است و اعتقاد داشته پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله تدبير امور ايشان مىكند و بعد از همه آنها مىميرد ( سيد بر أمرنا حتى يكون آخرنا ) . « 2 » بعدا در دوران خلافت خود به ابن عباس توضيح مىدهد كه او [ عمر ] معنى آيه قرآنى ( سوره بقره ، آيه 143 ) را غلط فهميده بود آنجا كه مىگويد : « آرى چنين است كه شما را بهترين امتها گردانيديم تا بر مردمان گواه باشيد و پيامبر بر شما گواه باشد » و پنداشتم پيامبر در ميان امّت خويش مىماند تا شاهد آخرين اعمال آنان باشد و آن سخنان كه گفتم از روى اين پندار بود . « 3 » مسلما عمر به امكان رحلت محمد صلّى اللّه عليه و آله فكر كرده بود ؛ ليكن او بعنوان حامى تند و سرسخت اسلام اين فكر را از ذهن خود دور نگهداشته بود . عكس العمل او براى تكذيب رحلت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله يقينا خود جوش بوده و او به اين اعتقاد نداشت . « 4 » از اين رو
هامش
( 1 ) طبرى ، ج 1 ، ص 1815 - 1816 .
( 2 ) همان ، ص 1828 .
( 3 ) - همان ، ص 1829 - 1830 ؛ بلاذرى ، انساب ، ج 1 ، ص 568 .
( 4 ) ابن ابى الحديد ( شرح ، ج 2 ، ص 42 - 43 ) اظهار مىدارد اين باور كردنى نيست كه شخصى مانند عمر موفق نشد بداند كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله رحلت كرده و اظهار مىدارد كه او به ابتكار خود كوشش نمود كه بخاطر احساس خطر شورش و هرج و مرج ، اين مسأله را پنهان نگهدارد تا از اين راه مردم را آرام كند . واضح است كه انگيزه عكس العمل عمر در مردم اين احساس خطر بود ، ليكن به اين معنى نيست كه او شخصا يقين حاصل كرده بود كه محمد صلّى اللّه عليه و آله رحلت نموده است . و اگر مسأله به اين قرار بود او اين را بعد هم پنهان نمىكرد و بعد اقرار مىكند كه او [ در اين مسأله ] اشتباه كرده بود . واضح است كه اين اقرار صريح به وضعيت سياسى او