تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
اوس هر چند نسبت به سعد بىعلاقه بوده باشند به همراه عمر به او حمله جسمانى كرده باشند . كايتانى ورود بنى اسلم به جلسه را در حقيقت مرحله قاطعى براى تحولات آن مىداند . بنابر روايتى ايشان با جماعت بيامدند به طورى كه كوچه گنجايش آنان را نداشت . و با أبو بكر بيعت كردند و عمر هميشه مىگفت : فقط وقتى من شما بنى اسلم را ديدم به پيروزى يقين پيدا كردم . « 1 » بنى اسلم شاخه‌اى از خزاعه بودند ، كه به طرفدارى پروپاقرص از محمد صلّى اللّه عليه و آله معروف بودند و محمد صلّى اللّه عليه و آله به پاس وفادارىشان آنها را هم رتبه مهاجران قرار داد . صرف نظر از اين كه آنها به مدينه هجرت كرده يا در سرزمين خود مانده بودند . تعداد قابل ملاحظه‌اى از آنها در نزديكى مدينه ساكن شدند و هميشه آمادهء حمايت از پيامبر بودند . آنها به دشمنان انصار شهرت داشتند و بنابراين مىتوان چنين به حساب آورد كه آنها با آرزوى به قدرت رسيدن سعد بن عباده مخالفت كرده باشند . « 2 » روشن است كه آنها با تعداد زياد خود ، به مسأله بيعت با أبو بكر نيروى آنى بخشيدند و آنها فورى به حكم عمر جواب مثبت دادند كه به سعد ابن عباده متمرد ضربت وارد نمايند . بعد از بيعت عمومى ، أبو بكر از سعد بن عباده خواست كه با او بيعت كند . سعد جسورانه جواب داد : نه ، به خدا قسم من بيعت نخواهم كرد تا وقتى كه آخرين تير خود را از تيردان به سوى تو پرتاب نكرده باشم و همراه مردم و قبيله خود كه از من پيروى كنند با تو خواهم جنگيد . بشير بن سعد أبو بكر را نصيحت كرد كه بر بيعت او [ سعد بن عباده ] اصرار نكند چرا كه تمامى خزرج و اوس با او اظهار همبستگى خواهند كرد قبل از اينكه
هامش
اولين نفر از انصار بود كه برترى قريش را تأييد كرده و حتى قبل از عمر هم با أبو بكر بيعت نمود . در اين مورد رك : در كتاب السقيفه نوشته أبو بكر جوهرى ، شاگرد عمر بن شبّه ( سزگين ، تاريخ خط عربى ( ليدن 1967 - 84 ) ، ج 1 ، ص 322 ) ؛ ابن ابى الحديد ، شرح ، ج 6 ، ص 9 - 10 ، 40 ، رك ، مفيد . الجمل ، ص 91 ، 115 . ( 1 ) طبرى ، ج 1 ، ص 1843 ؛ تاريخ اسلام ، ج 2 ، بخش 1 ؛ ص 514 . آيا بنى اسلم بر حسب اتفاق در صحنه ظاهر شدند با أبو بكر و عمر آنها را از رفتار تهديدآميز انصار هشدار داده بودند . اطلاعاتى كه اين پرسش را پاسخ بدهد در دست نداريم . ( 2 ) درباره بنى اسلم رك : ولهاوزن ، محمد صلّى اللّه عليه و آله در مدينه ؛ خلاصه ترجمه‌اى از المغازى واقدى به زبان آلمانى ، ( برلين 1882 ) ، 373 - 4 ، واقدى ، كتاب المغازى ، به اهتمام جونز [ لندن ، 1966 ] ، 939 - 40 . تاريخ اسلام ، ج 2 ، بخش 1 ، ص 94 - 95 ، 180 . كيستر « خزاعه » دائرة المعارف اسلام ( طبع دوم ) .