تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
تسليم وى شوند . و اگر كسى بدون مشورت مسلمانان با ديگرى بيعت كند بيعتش پذيرفته نخواهد شد و ترس آن است كه كشته شود . بعد عمر وقايع بعد از رحلت محمد صلّى اللّه عليه و آله را شرح داد و گفت قصّهء ما چنان بود كه وقتى پيامبر خدا درگذشت على عليه السّلام و زبير و كسانى كه با آنها بودند در خانه فاطمه عليها السّلام بماندند ، انصار نيز خلاف ما كردند ، مهاجران پيش أبو بكر فراهم شدند و من به أبو بكر گفتم بيا سوى برادران انصارى خويش رويم ، به قصد آنها برفتيم و دو مرد پارسا « 1 » را كه در بدر حضور داشته بودند ديديم كه گفتند : « اى گروه مهاجران كجا مىرويد ؟ » گفتيم : « پيش برادران انصارى خويش مىرويم . » گفتند : « برگرديد و كارتان را ميان خودتان تمام كنيد . » گفتيم : « به خدا پيش آنها مىرويم . » گويد : پيش انصاريان رفتند كه در سقيفهء بنى ساعده فراهم بودند و مردى به جامه پيچيده در آن ميان بود . گفتم : « اين كيست ؟ » گفتند : « سعد بن عباده » گفتم : « چرا چنين است ؟ » گفتند : « بيمار است . » آن‌گاه يكى از انصار برخاست و حمد و ثناى خدا كرد و گفت : « امّا بعد ، ما انصاريم و دستهء اسلاميم و شما قرشيان جماعت پيامبريد و ما از قوم شما بليّه ديده‌ايم . » گويد : ديدم كه مىخواهند ما را كنار بزنند و كار را از ما بگيرند ، در خاطر خويش گفتارى فراهم كرده بودم كه پيش روى أبو بكر بگويم ، تا حدّى رعايت او مىكردم كه موقّرتر و پخته‌تر از من بود و چون خواستم سخن آغاز كنم گفت : « آرام باش » و نخواستم نافرمانى او كنم ، پس او برخاست و حمد و ثناى خدا كرد و هر چه در خاطر خويش فراهم كرده بودم و مىخواستم بگويم او گفت و نكوتر گفت ، چنين گفت : « اى گروه انصار هر چه از فضيلت خود بگوييد ، شايستهء آنيد ، اما عرب اين كار را جز براى اين طايفهء قريش نمىشناسد كه محل و نسبشان بهتر است و من يكى از اين دو مرد را براى شما مىپسندم
هامش
كرده است : از عمر نقل شده كه گفت « به خدا ، بيعت با أبو بكر كارى شتابزده نبوده . بلكه ، پيامبر خدا او را به جاى خود نشاند و براى دين خود او را از بين ديگران انتخاب نمود » و بيان نمود كه : خدا و مؤمنين بجز أبو بكر ديگران را رد مىكنند . اين از ديدگاههاى واقعى عمر بسيار دور مىباشد - علاوه در روايتى بلاذرى ( همان 581 ) اين عبارت را كه انتخاب أبو بكر كارى شتاب‌زده ( فلته ) بود منسوب به زبير مىداند و انتساب آن را به عمر تكذيب مىكند . ( 1 ) روايت بعدى اشاره دارد كه آن دو شخص عويم بن ساعده و معن بن عدى از مخالفين سعد بن عباده و دوست أبو بكر بودند . آنها به أبو بكر و عمر اصرار ورزيدند كه وارد عمل شوند و معن بن عدى آنها را به سقيفه بنى ساعده راهنمون شد . ( ابن ابى الحديد ، شرح ، ج 4 ، ص 19 ) .
جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 50 | ويلفرد مادلونگ / احمد نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط