تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧

[ خلفاى بعد از رسول خدا ص ]

ابو بكر : جانشين رسول خدا و خلافت قريش

روايت اصلى درباره اجتماع در سقيفهء بنى ساعده كه در آن أبو بكر بعنوان جانشين محمد صلّى اللّه عليه و آله تعيين شد به عبد الله بن عباس برمىگردد . تمام روايات ديگر از اين اطلاعات استفاده كرده يا از آن مايه گرفته‌اند « 1 » . اين روايات را ، با اندك تغييرى در سلسلهء راويان مختلف ، ابن هشام ، طبرى ، عبد الرزاق بن همّام ، بخارى و ابن حنبل نقل كرده‌اند . اين سلسله سندها را زهرى آورده است و او روايت ابن عباس را به نقل از عبيد اللّه بن عبد اللّه بن عتبه بن مسعود روايت كرده است « 2 » اين شرح بوضوح ديدگاه اختصاصى ابن عباس را منعكس مىكند ، و دليلى در دست نيست كه در ثقه بودن سلسلهء راويان شك كنيم . « 3 »
هامش
( 1 ) روايتى كه ابو مخنف از عبد اللّه بن عبد الرحمن بن ابى عمره خزرجى نقل نموده و طبرى ( ج 1 ، ص 1837 - 1844 ) به طور مفصل نقل كرده است موران‌يى در « گزارشى نو درباره انتخاب خليفه اول أبو بكر » در مجله عرب‌شناسى ، 25 ( 1978 م ) ، 233 - 260 در ص 233 - 234 مختصرا آن را بررسى كرده است . اين روايت در اواخر دوران اموى جمع‌آورى شده و نشان مىدهد كه كاملا از روايت ابن عباس آگاه بوده است . موران‌يى بعدا اين روايت مفصل را كه پر از سخنان مجعول و شاعرانه است بررسى و اصلاح كرده است ( همان 234 - 260 ) . ( 2 ) ابن هشام ، سيرة ، 1013 - 1016 ، طبرى ، ج 1 ، ص 1820 - 1823 ؛ عبد الرزاق ، مصنف ، ج 5 ، ص 439 - 345 ؛ بخارى صحيح ، حدود ، ص 31 ؛ ابن حنبل مسند ، ج 1 ، ص 55 - 56 راويان حديث از زهرى به اين ترتيب مىباشد : ابن اسحاق ، معمر ، صالح بن كيسان ، مالك بن انس . ( 3 ) كايتانى اهميت اصلى اين روايت را درك مىكند . اگر چه او بخش اساسى مقدمه را ناديده مىگيرد اما او به اين واقعيت كه روايت با نقل قول مستقيم از عمر روايت شده باشد مظنون است . ( تاريخ اسلام ، ج 2 ، بخش