روايتى شام آن را ضبط كرده داراى ارزش و اعتبار خاصى است و كايتانى به اشتباه قضاوت كرده كه آن را مورخى در دورههاى بعد از خود ساخته است . « 1 »
روايت مفصلى كه عبد الله بن لهيعه به اسناد از يزيد بن حبيب « 2 » نقل كرده است بىاطلاعى از وقايع تاريخى به خوبى در آن آشكار است . او نقل مىكند كه وليد بن عقبه در زمان شورش حاكم مدينه بود . توصيف او از قتل عثمان تا حدودى بر اساس روايت ابو حبيش ازدى شامى است . بهتر است بپذيريم كه تمام اين روايت ساخته ابن لهيعه است نه روايتى به نقل يزيد بن ابى حبيب . و همانگونه كه در روايتى به نقل شرحبيل بن ابى عون « 3 » مشهود است او اطلاعات تاريخى عميقى از اين واقعه داشت .
انساب الاشراف بلاذرى و تاريخ مدينه ابن شبّه شامل مطالبى از منابع قديم است كه طبرى آنها را ناديده گرفته است . ابن شبّه روايات بسيارى مربوط به عثمان نقل كرده كه در ساير منابع ديده نمىشود و بلاذرى ، بر عكس از روايات مربوط به خطاهاى عثمان چشمپوشى كرده است . « 4 » روايتهايى كه بلاذرى از ابو مخنف كوفى طرفدار علويان به همراه رواياتى از عوانه « 5 » نقل كرده در مورد وقايع كوفه بسيار با اهميت است . در مورد وقايع مدينه گاهى ابو مخنف همان رواياتى كه در دسترس واقدى بوده نقل كرده است از اين رو بلاذرى روايات اين دو را درهم آميخته است . اما حذف مكرر اسنادهايى كه از طرف بلاذرى انجام گرفته است سنجش دقيق ارتباط آنها را مشكل مىسازد . روايت اصلى ابو مخنف از رفتار شورشيان مصرى « 6 » حكايت از ابهام و نادرستى اطلاعاتش درباره حوادث مدينه دارد . از اين رو او از اين موضوع آگاه نبود كه شورشيان در اولين حمله خود وارد مدينه نشدند بلكه در ذو خشب توقف كردند . نامهاى را كه ابو مخنف نقل كرده كه عثمان به شورشيان نوشت و قول داد كه نارضايى آنان را جبران كند « 7 » ساختگى
هامش
( 1 ) تاريخ اسلام ، ج 8 ، ص 240 - 241 . رك : همين كتاب ، ص 131 ، يادداشت 1 .
( 2 ) ابن عساكر ، عثمان ، ص 425 - 432 ؛ تاريخ اسلام ، ج 8 ، ص 227 - 230 .
( 3 ) رك : همين كتاب ، ص 520 ، يادداشت 1 .
( 4 ) توصيف پترسن ( على عليه السّلام و معاويه ، ص 92 يادداشت 45 و ص 151 ) از ابن شبه به عنوان طرفدار علويان و متمايل به شيعه بعد از چاپ كتاب او به نام تاريخ مدينه عارى از اعتبار است .
( 5 ) بلاذرى ، انساب ، ج 5 ، ص 36 .
( 6 ) همان ، ص 62 - 66 .
( 7 ) همان ، ص 64 .