تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 514

مساهمون:

ص٥١٤
مداينى به نقل از عبد الله بن ابى بكر بن محمد بن عمرو « 1 » روايت كرده كه حسن عليه السّلام زنى از بنى شيبان را خواستگارى كرد . اما به او گفتند كه او بر عقيده خوارج است . حسن عليه السّلام فرمود دوست ندارم اخگرى از آتش سوزان جهنم را بر سينه خود بگذارم . « 2 » در اين روايت از ازدواج حسن عليه السّلام با اين زن چيزى گفته نشده است ، اما مداينى از جمله همسران حسن عليه السّلام از زنى از بنى شيبان از آل همّام بن مرّه نام مىبرد و همين داستان را بازگو مىكند ؛ آنگاه مىگويد حسن عليه السّلام او را طلاق داد . « 3 » ابن قتيبه در كتابش به نام الشعر و الشعراء نقل كرده است كه عمرو بن اهتم منقرى دخترى داشت به نام ام حبيب كه حسن عليه السّلام به تصور اينكه او چون برادرش زيباست با او ازدواج كرد و چون مشاهده كرد كه او دخترى زشت روست او را طلاق داد . « 4 » مداينى نيز اين داستان را مىدانسته و او دخترى از عمرو بن اهتم منقرى را از جمله زنان حسن عليه السّلام دانسته است . « 5 » ديار بكرى مورخى متأخّر اين روايت افسانه‌اى را از ابن سيرين نقل مىكند كه « حسن عليه السّلام با زنى ازدواج كرد و برايش صد كنيز فرستاد و به همراه هر يكى هزار درهم روانه كرد . » . « 6 » محمد بن كلبى ظاهرا نخستين كسى بود كه اين شايعه را ساز كرد كه تعداد همسران حسن عليه السّلام بالغ بر نود تا بود . او از ابو صالح روايت كرده است كه حسن با نود زن ازدواج ( احصن ) كرد على عليه السّلام فرمود حسن آن اندازه ازدواج مىكند و طلاق مىدهد كه مىترسم قبايل را با ما دشمن سازد . « 7 » مضمون نگرانى على عليه السّلام در اين روايتى كه آن را به امام جعفر صادق امام ششم شيعيان به نقل از پدرش نسبت داده‌اند شرح و تفصيل بيشترى پيدا كرد . على عليه السّلام كه از ايجاد دشمنى قبايل نگران بود خطاب به مردم كوفه گفت : اى كوفيان به حسن عليه السّلام زن ندهيد زيرا او مطلاق ( بسيار طلاق‌دهنده ) است . مردى از قبيله همدان گفت : « به خدا سوگند ما مىگذاريم او ازدواج كند و هر كه را مىپسندد نزد خود نگاه دارد
هامش
( 1 ) در مورد او رك : ابن حجر ، تهذيب ، ج 5 ، ص 164 - 165 . ( 2 ) بلاذرى ، انساب ، ج 3 ، ص 3 ، ص 14 . ( 3 ) ابن ابى الحديد ، شرح ، ج 16 ، ص 21 . ( 4 ) ابن قتيبه ، الشعر و الشعراء به اهتمام دوخويه ( ليدن ، 1904 ) ، ص 402 . ( 5 ) ابن ابى الحديد ، شرح ، ج 16 ، ص 21 . ( 6 ) ديار بكرى ، تاريخ الخميس ، ( قاهره ، 1302 ) ج 2 ، ص 324 . ( 7 ) بلاذرى ، انساب ، ج 3 ، ص 3 ، ص 25 .