تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 513

مساهمون:

ص٥١٣
مداينى چنين روايت كرده است : گفته‌اند [ بلغنا ] هرگاه حسن عليه السّلام مىخواست يكى از زنان خود را طلاق دهد ، كنارش مىنشست و مىفرمود : آيا اگر چنين و چنان چيزى به تو بدهم خشنود مىشوى ، آن زن يا مىگفت هرگونه كه ميل تو است و يا مىگفت بلى ؛ و حسن عليه السّلام مىگفت آن براى تو فراهم است و چون از كنار او برمىخاست و مىرفت آنچه را نام برده بود ، همراه طلاق نامه‌اش براى او مىفرستاد . « 1 » مداينى به نقل از محمد بن سيرين بصرى روايت كرده است كه حسن عليه السّلام دختر مردى را خواستگارى كرد . آن مرد گفت با آنكه مىدانم تندخو « * » و بسيار طلاق‌دهنده‌اى ( غلق طلقة ) به تو دختر مىدهم كه از همه مردم والاگهرتر و از حيث پدر و جد و خاندان از همه شريف‌ترى . « 2 » بنابر روايتى ديگر حسن با زنى ازدواج كرد و سپس مبلغ 10000 درهم همراه طلاق‌نامه برايش فرستاد و او با نقل شعرى گفت : « متاعى ناچيز از دوستى جدا شده » « * * » حسن عليه السّلام فرمود : « اگر تاكنون به زنى رجوع كرده بودم به اين يكى رجوع مىكردم . » « 3 » روايت ديگرى از اين داستان به نقل سويد بن غفله اين زن يمنى را زنى خثعميه دانسته است . هنگامى كه على عليه السّلام به شهادت رسيد و مردم با حسن عليه السّلام بيعت كردند ، او ضمن تبريك به حسن عليه السّلام گفت : « خلافت بر تو گوارا باد » حسن عليه السّلام فرمود تو از شهادت على عليه السّلام اظهار شادمانى كردى ، و او را سه طلاقه كرد . « * * * » زن سوگند خورد كه چنين قصدى نداشته است ؛ و حسن عليه السّلام مبلغ 20000 درهم برايش فرستاد آنگاه زن به اين شعر : « متاعى ناچيز از دوستى جدا شده » تمثل جست . « 4 »
هامش
( 1 ) بلاذرى ، انساب ، ج 3 ، ص 20 . * ابن ابى الحديد مىگويد « سخن آن مرد در مورد بسيار طلاق دادن امام حسن عليه السّلام درست است ولى در مورد تندخويى او درست نيست چون امام حسن عليه السّلام از همه مردم خوش‌خوىتر و گشاده دل‌تر بود » . ابن ابى الحديد ، شرح ، ج 16 ، ص 21 . ترجمه فارسى ، ج 7 ، ص 15 . ( 2 ) همان ، ص 16 ؛ ابن ابى الحديد ، شرح ، ج 16 ، ص 21 . * * متاع قليل من حبيب مفارق . ( 3 ) بلاذرى ، انساب ، ج 3 ، ص 3 ، ص 25 . * * * فقيهان شيعه سه طلاق در يك مجلس را روا نمىدانند و دستور شريعت چنين است كه مردى « اگر زنى را دو بار طلاق دهد و به او رجوع كند . يا دو بار طلاق دهد و بعد از هر طلاق عقدش كند ، بعد از طلاق سوم آن زن بر او حرام است » . « امام خمينى ، رساله توضيح المسائل ، مشهد 1367 ، مسأله 2527 ) . علاوه بر اين راوى اين خبر را ضعيف دانسته‌اند . رك : ذهبى ، سير ، ج 3 ، ص 262 ، يادداشت 1 . ( 4 ) بلاذرى ، انساب ، ج 3 ، ص 262 .