تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 510

مساهمون:

ص٥١٠
توانست خانه او را ويران كند . « 1 » به رغم خوى بدى كه به ام اسحاق نسبت داده‌اند حسن عليه السّلام در هنگام رحلتش از او اظهار رضايت كرد و به برادرش حسين عليه السّلام توصيه كرد با او ازدواج كند . او براى حسين عليه السّلام دخترى به نام فاطمه آورد . « 2 » ظاهرا ام اسحاق پس از آن با عبد الله بن محمد بن عبد الرحمن بن ابو بكر ( ابن ابى عتيق ) ازدواج كرد و براى او نيز دخترى به نام آمنه آورد . « 3 » حسن عليه السّلام در مدينه نيز با هند دختر سهيل بن عمرو عامر قرشى ازدواج كرد . او پيشتر زن عبد الرحمن بن عتّاب بن اسيد اموى بود كه در جنگ جمل كشته شده بود . و پس از او همسر عبد الله بن عامر بن كريز شد . هنگامى كه عبد الله بن عامر او را طلاق گفت معاويه به ابو هريره در مدينه نوشت كه او را براى پسرش يزيد خواستگارى كند . ابو هريره كه به خواستگارى هند مىرفت در راه با حسن عليه السّلام برخورد كرد و حسن از او پرسيد به كجا مىرود . ابو هريره گفت به خواستگارى هند براى يزيد بن معاويه مىرود . حسن عليه السّلام فرمود كه از او ( حسن ) هم در نزد هند نام ببرد . ابو هريره چنين كرد و هند با ابو هريره در مورد انتخاب همسر مشورت كرد . ابو هريره حسن عليه السّلام را براى او پسنديد . چندى بعد عبد الله بن عامر به مدينه آمد و به حسن عليه السّلام گفت كه او امانتى به هند همسر سابقش سپرده بود كه اكنون در دست اوست . حسن عليه السّلام اجازه داد عبد الله با حضور حسن عليه السّلام با هند ديدارى داشته باشد . هنگامى كه عبد الله عامر چشمش به اين زن افتاد كه در جلوش نشسته ، آثار محبتى كه از او در دل داشت بر چهره‌اش نمايان شد . حسن عليه السّلام فرمود : آيا مايلى كه بخاطر تو دست از او بكشم ؟ تصور مىكنم تو محلّلى « 4 » بهتر از من پيدا نخواهى كرد . ابن عامر اصرار ورزيد و امانت خود را خواست . زن دو سبد پر از جواهر برايش آورد . او از هر كدام مشتى برداشت و بقيه را به زن بخشيد . بعدا درباره هر يك از سه شوهرش چنين گفت : « 5 » سرور همه آنان حسن و بخشنده‌ترين آنها
هامش
( 1 ) زبيرى ، نسب ، ص 282 - 283 . ( 2 ) اغانى ، ج 18 ، ص 203 . ( 3 ) زبيرى ، نسب ، 5 ؛ ابن سعد ، طبقات ، ج 3 ، بخش 1 ، ص 152 . ( 4 ) كسى كه با زنى سه طلاقه ازدواج دائم كند و سپس او را طلاق دهد تا شوهر قبلى بتواند دوباره او را به عقد خود درآورد . ( 5 ) بلاذرى ، انساب ، ج 3 ، ص 20 - 21 .