تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
هنگامى كه معاويه ظاهرا با موفقيّت طرح حكومت آينده سفيانيان را مىريخت خود در اين سير رياكارانه يك حلقه ضعيف بر جاى بود . زيرا از زمانى كه او اساس مشروعيّت حكومت سفيانيان را بر اساس حقوق خليفه مظلوم بنياد نهاده بود اين حقيقت انكارناپذير وجود داشت كه كسانى شايسته‌تر از اين خويشاوند نه چندان نزديك عثمان كه هميشه او را در سرزمينهاى دور نگاه داشته بودند وجود داشتند . سفيانيان وليد بن عقبه برادر مادرى عثمان را ، كه پافشارى بىاندازه او براى خونخواهى مىتوانست در همان مراحل اوليه نيرنگ آنان را آشكار كند ، براحتى رام و راضى كردند . مروان بن حكم بن ابى العاص ، پسر عموى عثمان و معمار سلطنت امويان ، بحث ديگرى بود . معاويه بيهوده مىكوشيد بلندپروازيهاى او را با انتصابش به حكومت مدينه مهار كند . مروان هرگز اين تصميم خود را براى بازگرداندن ميراث اصلى خلافت از سفيانيان به ابو العاصيان از كسى مخفى نمىداشت . البتّه منظور او خود او بود كه پسر عمويش عثمان را قربانى كرده بود كه در غير اين صورت بايد خود او قربانى مىشد . معاويه شكّى نداشت كه قانون سياست اقتضا مىكرد براى مصلحت حكومت سفيانيان بايد خود را از شر مروان خلاص كند . با وجود اين او در رفتار با اين خويشاوند ، كه نبوغ شيطانى و خباثت حساب‌شدهء مطلق او معجونى از جذابيت ، تحسين و ترس برايش به ارمغان آورده بود ، كاملا درمانده شده بود . مروان در ابتدا سعى كرد عمرو بن عثمان را براى جستن خلافت تحريك كند ، زمانى كه عمرو بيمار شد مروان پيوسته به ديدار او مىرفت و مىماند تا ديداركنندگان ديگر از آنجا مىرفتند . رمله همسر عمرو بدگمان شد و از درون سوراخى كه قبلا در ديوار كنده بود به گفتگوى آن دو گوش فرا داد . رمله شنيد كه مروان مىگويد : « اين قوم [ يعنى بنى حرب بن اميه ] خلافت را تنها به نام پدر تو به چنگ آورده‌اند . چه چيزى تو را از قيام و در خواست حق خودت بازمىدارد ؟ البتّه تعداد افراد ما از آنان بيشتر است . » سپس او مردان خاندان ابو العاصى را برشمرد و هر يك را با فرزندان خاندان حرب مقايسه كرد .
هامش
تناقض گويى در آن وجود دارد . هر چند طبرى به اشتباه خالد پسر عبد الرحمن را انتقام‌گيرندهء خون پدر مىداند اما از اصالت روايت درباره خالد بن مهاجر نمىكاهد . زبيرى ( نسب ، ص 327 ) نقش خالد بن مهاجر را تأييد مىكند . آمدن خالد از مكه به شام براى كشتن ابن اثال براى خشنود ساختن مسلمانان ضد نصرانى حمص امرى است كه باور آن مشكل است .