بود براى مقابله با قدرت بنى هاشم به امارت آنجا منصوب كرد . او سپهسالار شاميان در غزوههايى تابستانى « * » به سرزمين روم بود . همچنين در جنگهايى كه معاويه عليه على عليه السّلام در صفين و در جاهاى ديگر برپا كرده بود او نقش برجستهاى داشت . برترى نظامى و محبوبيت او در بين سربازان در شمال شام سبب نگرانى معاويه بود ، امّا معاويه ناگهان و به طور غير منتظرهاى او را از فرماندهى لشكر بر كنار كرد . اين بحث و مشاجرهاى برانگيخت كه عبد الرحمن يك مخزومى مغرور ضمن مشاجره گفت اگر ما در مكه بوديم معاويه جرأت نمىكرد اين گونه با فريب و نيرنگ با ما رفتار كند . « 1 »
هنگامى كه معاويه راه را براى انتخاب فرزندش يزيد به جانشينى خود هموار مىكرد ، خطاب به سرداران شامى گفت كه عمرى بر امير مؤمنان گذشته است و آرزو دارد جانشينى برايشان انتخاب كند . چون از ايشان پرسيد چه كسى را شايسته اين كار مىدانند آنان عبد الرحمن بن خالد را پيشنهاد كردند . « 2 » خليفه ساكت ماند و سرنوشت عبد الرحمن تعيين شد . پس از بازگشت از جنگ تابستانى به آناطولى در سال 46 يكى از غلامانش شربتى سمى به او خوراند كه ابن اثال نصرانى طبيب معاويه به دستور خليفه آن را تهيه كرده بود و معاويه اين چنين از شر رقيبى بالقوه راحت شد . « 3 » چندى بعد معاويه به شاعر دربارش كعب بن جعيل كه عبد الرحمن را در مديحههاى بسيارى ستوده بود گفت « شاعران اهل وفا نيستند . عبد الرحمن دوست تو بود امّا چون درگذشت ياد او از خاطرت رفت . » كعب اين سخن را نپذيرفت و چند بيت شعرى را كه پس از مرگ عبد الرحمن براى او سروده بود براى معاويه خواند . در اين شعرها او سيف الاسلام ،
هامش
* طبرى در ذيل وقايع سال 45 نوشته است « و فى هذه السنة كان مشتى عبد الرحمن بن خالد بن الوليد بارض الروم . » در اين سال عبد الرحمن بن خالد بن وليد در زمستان به غزاى سرزمين روم رفت . و نويسنده كتاب « غزاهاى تابستان » نوشته است .
( 1 ) بلاذرى ، انساب ، ج 1 ، بخش 4 ، ص 104 .
( 2 ) لامنس فرياد سؤال معاويه را به اشتباه بحث در بين يارانش تفسير كرده و آن را نشانهاى از نظام انتخاباتى مىداند كه عربهاى شامى در زمان معاويه از علايق مشترك خود بحث مىكردند . ( معاويه ، ص 6 - 7 ) .
( 3 ) مرگ ناگهانى عبد الرحمن بن خالد ، مانند مسموم كردن مالك اشتر ، ضرب المثلى را به خاطرها آورد . به نقل ابو عبيد القاسم السلام ، معاويه به يكى از كنيزانش اظهار كرد « كسى را كه دشمن دارى امانش مده » . ( اقعص عنك من تكره ) . ابن ابى اصيبعه ، عيون ، ج 1 ، ص 118 ) . اين ضرب المثل در كتاب الامثال ، ابو عبيد ( به اهتمام عبد المجيد عابدين و احسان عباس ، خارطوم ، 1958 ) نيامده است .