تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩
گفت : اى امير المؤمنين ! از تو عمرى گذشته است و اينك كه پير شده‌اى چه خوب است دادگرى كنى و كار خير انجام دهى و مناسب است به برادران خودت از بنى هاشم توجه كنى و با ديده محبّت بنگرى و پيوند خويشاوندى ايشان را رعايت كنى كه به خدا سوگند امروز قدرتى در دست ايشان نيست كه از آن بيم داشته باشى وآنگهى اين كارى است كه نام نيك و ثوابش براى تو باقى مىماند . معاويه پاسخ گفت هيهات ! چه نام نيكى را اميد داشته باشم كه باقى بماند ! آن مرد تيمى [ ابو بكر ] به پادشاهى رسيد و با دادگرى چنان كه بايد حكومت كرد و همين كه نابود شد نام نيك او هم نابود شد . فقط گاهى كسى مىگويد : ابو بكرى هم بود . سپس آن مرد خاندان عدى [ عمر ] پادشاه شد ، سخت كوشش كرد و ده سال دامن همت بر كمر زد و همين كه نابود شد نام نيك او نابود شد . مگر اينكه گاهى كسى بگويد : عمرى هم بود . و حال آن كه در مورد اين پسر ابى كبشه [ اسمى كه مشركان قريش روى محمد صلّى اللّه عليه و آله گذاشته بودند ] « 1 » هر روز پنج بار بانگ زده مىشود : « اشهد ان محمدا رسول الله » بنابراين پس از اين ديگر چه كارى باقى و كدام كار نيك جاودانه مىماند ؟ نه به خدا سوگند ، نيست مگر مدفون شدن . مغيره كه هميشه پيش پسرش از عقل و درايت معاويه اظهار شيفتگى مىكرد اكنون اعتراف كرد كه او كافرترين و پليدترين مردم است . « 2 » مغيره تا آخر دوران حكومتش در سال 50 از ناسزاگويى به على عليه السّلام و استغفار براى عثمان خوددارى نكرد ولى اعتراضهاى حجر بن عدى را كه هر روز گستاخانه‌تر مىشد ناديده مىگرفت . قومش به او گفتند چرا عليه اين مرد آشوبگر اقدامى نمىكنى و قدرت خود را بازنمىگردانى . او را آگاه نمىسازى كه اگر معاويه خبردار شود نسبت به تو خشمگين خواهد شد . مغيره گفت اميرى كه بعد از او بيايد حجر را خواهد كشت . حجر
هامش
( 1 ) ابو كبشه كه اين اسم از آن گرفته شده نام و جز بن غالب خزاعى پدر قيله جد مادرى آمنه بنت وهب بن عبد مناف زهرى مادر حضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بود و از نام ستاره شعرى كه اين قوم آن را مىپرستيدند مشتق شده بود . ( زبيرى ، نسب ، ص 261 - 262 ) . ( 2 ) ابن ابى الحديد ، شرح ، ج 5 ، ص 129 - 130 به نقل از موفقيات زبير بن به كار . اين داستان به اين صورت احتمالا ساختگى است . [ * البته نويسنده دليلى براى ساختگى بودن اين داستان نياورده است جز آنكه مىگويد : ] از نظر ابن ابى الحديد زبير بن بكّار هرگز متهم به دشمنى با معاويه نيست و آن چنان كه از احوال او و انحراف و كناره‌گيرى او از فضايل على عليه السّلام معلوم مىشود هيچ‌گونه نسبتى هم با عقايد شيعه ندارد .