تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
بت‌پرستى خود را به مقام خدايى رساند و از دوران كنستانتين رئيس كليساى مسيحى شد ، جانشين يا خليفه مسيح در زمين ، مسيحى كه از ناجى و برادر انسان به فرمانروايى مطلق و قاضى مخوفى تبديل شده بود . خليفه اموى همتا و جانشين امپراتور روم در همه چيز به جز نام شد . جانشين خدا در زمين ، خدايى كه در اين زمان قبل از هر چيز فرمان مىداد مردم مطيع محض و بىچون و چراى قضا و قدر او باشند . عربان آنچه سخت از آن نفرت داشتند و تا مدتى مديد بشدّت در مقابل آن ايستادگى كرده بودند نصيبشان شد . آنان آزادى و نظام قبيله‌اى خود را از دست داده و رعاياى نوعى نظام سلطنتى سنتى شده بودند كه زاييده اسلام بود . چنان كه پيشتر گفته شد نخستين گام را أبو بكر برداشته بود كه تكليف دينى پرداخت زكات را به صورت مالياتى تقويم شده و اجبارى درآورد . گام نهايى را معاويه برداشت كه با مجازات مرگ وظيفه اطاعت از امير مؤمنان را اجبارى كرد . در صورتى كه در زمان خليفه‌هاى پيشين سرپيچى از بيعت مجازات تبعيد يا زندانى شدن را داشت . آنان اكنون حكومتى چون قيصر و كسرى داشتند كه على عليه السّلام ايشان را از آن برحذر داشته بود . كسانى كه هنوز آزادى و برادرى و احترام به جان مسلمانان در زمان محمد صلّى اللّه عليه و آله و خليفه‌هاى نخستين را به ياد داشتند احتمالا از خود مىپرسيدند كه دولت اموى چه وجه اشتراكى با پيام محمد صلّى اللّه عليه و آله دارد . مردم با ديدن قيافه نفرت و شياد مردى كه ادعاى جانشينى خليفه خدا در زمين را داشت به خوبى به اين گفته منسوب به پيامبر پى مىبردند كه گفته بود : « هرگاه معاويه را بر منبر من ديديد او را بكشيد . » لازم است مرورى داشته باشيم بر اعمال و سرنوشت چند تن از بزرگان صدر اسلام كه در دوران حكومت امويان مىزيستند . حسن عليه السّلام سبط محمد صلّى اللّه عليه و آله به مدينه بازگشت تا هميشه در آنجا بماند و سعى كرد از درگيرى سياسى به نفع يا ضرر معاويه خوددارى كند . به رغم كناره‌گيرىاش از كارهاى سياسى ، هنوز هم بنى هاشم و شيعيان على عليه السّلام او را سرور خاندان نبوّت مىشناختند و اميدوار بودند كه سرانجام جانشين خليفه اموى شود و آرزوهاى آنان را برآورده كند . بلاذرى در روايتى بدون ذكر سند ( قالوا ) نقل كرده كه حسن عليه السّلام بر اساس قراردادى كه معاويه با او بسته بود ، عاملان خود را به فسا و دارابجرد فرستاد . اما ، معاويه به عبد الله بن عامر كه در اين زمان حاكم بصره بود ، دستور
جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 448 | ويلفرد مادلونگ / احمد نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط