است ، « 1 » كه مىگويد پدرم حسن عليه السّلام را سرزنش كرد و گفت : « مردم مىگويند تو قصد خلافت دارى » حسن عليه السّلام فرمود : جمجمههاى عرب در دست من بود ، آنان حاضر بودند با هر كه صلح كنم صلح كنند و با هر كه بجنگم بجنگند و من براى خوشنودى خدا آن را رها كردم . آيا اكنون با كمك مردم حجاز مىخواهم به آن دست يابم ؟ » . « 2 »
معاويه كه مىدانست سبط پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از مشروعيت نظام اموى پشتيبانى اخلاقى نخواهد كرد ، براى محكم كردن رشتههاى خويشاوندى با خاندان محمد صلّى اللّه عليه و آله سعى كرد با نوه او امامه ، بيوه على بن ابى طالب عليه السّلام ، ازدواج كند . امامه دختر ابى العاص بن ربيع بن عبد العزى بن عبد شمس و مادرش زينب دختر بزرگ رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بود . « 3 » على عليه السّلام بعد از رحلت فاطمه عليها السّلام با او ازدواج كرد و از او صاحب فرزندى به نام محمد الاوسط شد .
پس از شهادت على عليه السّلام پسر عموى امامه ، عبد الرحمن بن محرز بن حارثة بن ربيع او را با خود به مدينه برد . معاويه به مروان بن حكم فرماندار مدينه دستور داد كه امامه را براى او خواستگارى كند . امّا براى امامه بسيار نفرتانگيز بود كه با اميرى ازدواج كند كه شوهر شهيد و پدر فرزندش را علنا دشنام مىدهد . او حق تصميمگيرى در مورد اين ازدواج را به مغيرة بن نوفل بن حارث بن عبد المطلب از خاندان بنى هاشم كه مدتى كوتاه از طرف حسن عليه السّلام حاكم كوفه بود واگذار كرد . مغيره كه مطمئن شده بود امامه دست او را براى انتخاب همسر كاملا باز گذارده است خود با او ازدواج كرد و مبلغ 400 درهم مهر او قرار داد . مروان اين خبر را به معاويه داد و او به مروان دستور داد او را به خود واگذارد و چون او بهتر از هر كس ديگرى مىتواند براى خود شوهرى انتخاب كند . امّا خليفه رفتار مغيره را حاكى از بدانديشى او دانست و بعدا او را به وادى الصفرا در نزديكى مدينه تبعيد كرد . مغيره و نوه پيامبر هر دو در تبعيد درگذشتند و پسرى به نام يحيى از خود باقى گذاشتند . « 4 »
تنها هاشميى كه از عطاياى معاويه نصيبى داشت عبد الله بن جعفر بن ابى طالب بود كه بعد از شهادت على عليه السّلام و كنارهگيرى حسن عليه السّلام تمام هدفهاى سياسى را رها كرده بود .
هامش
( 1 ) مادلونگ ، « پيشگوييهاى مكاشفهاى » ص 145 - 147 ، 178 .
( 2 ) بلاذرى انساب ، ج 3 ، ص 49 ؛ و به روايتى ديگر أتياس ( بزان ) حجاز .
( 3 ) ابو العاص بن ربيع پسر خاله زينب بود و از او صاحب فرزندى به نام على شد كه در كودكى درگذشت .
( 4 ) بلاذرى انساب ، ج 1 ، ص 400 .