تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
البتّه اين احياى آن جامعه قديم نبود . اخوت مطلق اسلامى ، احترام به حرمت خون مسلمان كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آن را وضع كرده بود به حال اول بازنگشت . شقاق و نفاقى را كه جنگ پديد آورده بود التيام نيافت بلكه عميقتر و شديدتر شد . حكومت امويان ، كه به گفته ولهاوزن ، مشروعيت خود را با ادعاى خونخواهى خليفه عثمان پىريزى كرده بود با جنگ مسلمان با مسلمان ، برانگيختن بدبينى ، بىاعتمادى ، نفرت و درگيريهاى هميشگى ادامه يافت و اين حكومت از راه تحريك ، سركوب و فشار همچنان پايدار ماند ، تا زمان حكومت عمر بن عبد العزيز پارسا كه در زمانى كوتاه سعى شد بين گروههاى مختلف آشتى گسترده‌اى برقرار و از تحريك ، سركوبى و ظلم احتراز شود . اساس خلافت نيز دگرگون شد . اهل سنّت اين تغيير عميق را دريافتند و اين پيشگويى را به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نسبت دادند كه خلافت نبوى پس از او سى سال خواهد بود . و بعد از آن « ملك لدود » ( سلطنتى ستيزه‌جو ) خواهد آمد . از آن به بعد اصول سقيفه ، يعنى شايستگى و خدمت در راه اسلام ، ملاك انتخاب براى جانشينى پيامبر نبود . بلكه شمشير و چكمه سربازان ، پشتوانه طبيعى استبداد ، هويت خليفه خدا در زمين را تعيين مىكرد . مفهوم واقعى عنوان « خليفه خدا » - كه بيشتر در حاشيه اسلام بود نه در متن آن - و عثمان آن را براى خود برگزيده بود و سرانجام هم آن را كنار گذاشت اكنون كاملا مورد قبول معاويه و جانشينانش بود . خليفه همتا و جانشين امپراتور روم شرقى شد . او تمام املاك خالصه‌اى را كه سربازان با جنگ گرفته بودند خود تصرف كرد . او حاكم بود و مسلمانان رعيت او بودند و بر مرگ و زندگى آنان حكومت مطلق داشت . او خود را برتر از شرع و قصاص مىدانست و هر كه را تهديدى بالقوه براى قدرت خود مىديد براحتى مىكشت . با ديد تاريخى وسيعترى در اين زمان دولت بر اسلام حكومت مىكرد . درست مانند سه سده پيشتر كه استبداد روم شرقى مسيحيت را از آن خود ساخت و روح صلح طلبى دينى را در آن خفه كرد و آن را به صورت ابزارى براى سلطه و سركوب درآورد . دولت اسلامى همين بلا را بر سر اسلام آورد . روح برادرى و جامعه اسلامى را در آن خفه كرد و آن را به صورت ابزارى براى سلطه و سركوب اجتماعى استثمار و وحشت نظامى به كار برد . امپراتور روم براى آن‌كه رعايايش او را به طور كامل پرستش كنند در دوران
جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 447 | ويلفرد مادلونگ / احمد نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط