تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
حالى كه جبه خز خود را با لباس پشمينه چوپانى عوض كرده بود . « 1 » اين پيروزى در بين كلبيان سماوه احتمالا معاويه را به طمع انداخت كه در صدد مطيع ساختن كلبيان دومة الجندل برآيد . آنان نه با على عليه السّلام بيعت كرده بودند و نه با معاويه . معاويه مسلم بن عقبه مرّى را فرستاد كه ايشان را به اطاعت از او بخواند و زكات مالشان را بگيرد . امّا كلبيان آن را نپذيرفتند و مسلم آنان را محاصره كرد . على عليه السّلام مالك بن كعب را از عين التمر فرا خواند و به او گفت يكى را به جاى خود براى فرماندهى پادگان تعيين كند و او را با هزار سوار به دومة الجندل فرستاد . آنان مسلم را غافلگير كردند . جنگى بىنتيجه درگرفت و روز بعد شاميان از آنجا رفتند . مالك بن كعب چند روزى در آنجا ماند و مردم را به بيعت با على عليه السّلام فرا خواند ، امّا آنان اصرار ورزيدند كه تا همهء مردم بر يك امام اتفاق نكنند آنان با كسى بيعت نخواهند كرد و مالك بدون نتيجه‌گيرى بازگرديد . « 2 » حملهء شاميان به بين النهرين و عراق تقريبا بىفايده بود و معاويه تصميم گرفت وضع حجاز را بسنجد . معاويه احتمالا در سال 39 « 3 » عبد الله بن مسعدة بن حكمة فزارى را با يك هزار و هفتصد نفر به تيماء فرستاد و به او دستور داد كه به هر كس از مردم باديه كه مىگذرد زكات او را بگيرد و براى معاويه از مردم بيعت بستاند و هر كه از دستور خوددارى كرد خونش را بريزد . از تيماء به مدينه و مكه برود و چنين كند و هر روز شرح عمليات و نقشه كارش را براى معاويه بنويسد . و مردم زيادى از فزاره همراه او شدند . چون اين خبر به على عليه السّلام رسيد مسيّب بن نجبة فزارى را با نيروى بسيار به تعقيب ابن مسعده فرستاد . مردم زيادى نيز از خويشان فزارى با او همراه شدند . او از جناب به تيماء رفت و در آنجا به ابن مسعده رسيد . آنان بىدرنگ به جنگ پرداختند و تا شامگاه با هم
هامش
( 1 ) بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 465 - 466 . ( 2 ) همان ، 467 . ثقفى ، الغارات ، ص 462 - 464 . على و پسرانش حسن و حسين عليهم السّلام در دوران خلافت عمر با دختران امرؤ القيس بن عدى بن أوس كلبى ازدواج كرده بودند ( بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 194 - 195 . نيز ر ك : پيوست 4 ) ظاهرا امرؤ القيس در اين زمان رئيس كلبيان در دومة الجندل بود ( ر ك : يادداشت ويراستار در ثقفى ، الغارات ، ص 815 - 817 ) . ( 3 ) طبرى ( ج 1 ، ص 3446 ) تاريخ اين واقعه را سال 39 ذكر كرده است . در هر صورت بعيد است كه معاويه پيش از اجتماع حكمان در اذرح دستور حمله به مكه و مدينه را داده باشد . اين حمله احتمالا پيش از اختلاف بر سر امامت جماعت در حج سال 39 بود .
جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 398 | ويلفرد مادلونگ / احمد نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط