امّا ايشان زبان به دشنامش گشودند . شب هنگام كه به جايگاه خود برمىگشت ، ده تن كه گويا از خوارج بودند ، از پى او بيامدند و او را در بسترش با شمشيرهاى خود بزدند . اعين كه انتظار چنين پيشامدى را نداشت برهنه از خانه بيرون جست ، امّا آنان به او رسيدند و او را كشتند . زياد مىخواست همراه با ازد و ديگر ياران على عليه السّلام براى انتقام به ابن حضرمى حمله كند ، امّا بنى تميم كس به نزد ازد فرستادند و پيام دادند كه آنان به كسى كه پناهنده ايشان بود آزارى نرساندهاند و به مالش تجاوز نكردهاند و نه به جان او و نه جان كسى كه همعقيده آنان نيست آسيبى رساندهاند . پس ازديان چگونه مىخواهند به جنگ كسى كه بنى تميم او را پناه داده بودند برخيزند ؟ چون ازديان اين پيام را شنيدند كارزار را نپسنديدند . « 1 » البتّه اعين از بنى تميم بود .
زياد آنچه رخ داده بود براى على عليه السّلام نوشت و اين بار مستقيما نوشت و درخواست كرد كه جاريه بن قدامه را كه مردى بصير و مطاع عشيرهاش بود و بر دشمن امير المؤمنين عليه السّلام سخت دشمن ، بفرستد . جاريه كه از تميميان بصره بود بعد از جنگ بىنتيجه عليه شاميان « * » در كوفه مانده بود . « 2 » على عليه السّلام او را با پنجاه مرد از بنى تميم و نامهاى تند به بصره فرستاد و كسانى را كه بر فساد اصرار مىورزيدند تهديد كرد . هنگامى كه جاريه نامه را براى آنان خواند ازديان و ديگران آماده كارزار شدند . روز بعد زياد را به قصر امارت بازگرداندند . جاريه قادر نبود ياران خيرهسر ابن حضرمى را وادار كند كه نماينده معاويه را رها كنند و بناچار از ازديان كمك خواست . جنگ درگرفت و ابن حضرمى و يارانش شكست خوردند و به قلعهء سنبيل سعدى ، كه قصرى ايرانى و از دوران قبل از اسلام بود ، پناه بردند . چون جاريه دستور داد گرداگرد خانه را پر از هيزم كنند ، ازديان گفتند كه با آتش زدن قلعه كارى ندارند آنان قوم او هستند . عجلى مادر
هامش
( 1 ) ثقفى ، الغارات ، ص 394 - 410 . بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 428 - 429 .
* به روايت بلاذرى ( همان ) جاريه بن قدامه بعد از جنگ نهروان در كوفه مانده بود . م
( 2 ) اگر معلوم مىشد كه مأموريت جاريه به بصره پيش از رويارويى او با ابو مريم سعدى رهبر خوارج بوده كه در رمضان سال 38 واقع شد ( بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 486 ) يا بعد از آن ، تاريخ جنگ تخريبى ابن حضرمى در بصره مىتوانست دقيقتر تعيين شود . با توجه به اين مطالب ظاهرا اين جنگ ديرتر از اين تاريخ اتفاق افتاده بود ، زيرا روايات حاكى از آن است كه معاويه ابن حضرمى را بلافاصله بعد از فتح مصر فرستاد .
جاريه در چند سال آخر حكومت على عليه السّلام ظاهرا به طور دائم در كوفه رحل اقامت افكنده بود . و در آغاز حمله بسر بن ابى ارطاة به حجاز و يمن نيز در كوفه بود .