تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
به سختى از زياد دفاع مىكنند كس به نزد آنان فرستادند كه شما پناهنده خود را بيرون كنيد و ما نيز پناهنده خود را بيرون مىكنيم و صبر مىكنيم كه على عليه السّلام پيروز شود يا معاويه . امّا ازديان در جواب گفتند كه اين در صورتى ممكن است كه آنان حمايت از اين پناهنده آنان را ضمانت كنند و گرنه از نظر آنان بيرون راندن او همان به كشتن دادن اوست و آنان زياد را از روى جوانمردى پناه داده‌اند . اين اشاره‌اى بود كه حمايت بنى تميم از ابن حضرمى براى اين بود كه خود را محبوب معاويه كنند ، چون احتمال مىدادند كفه قدرت در آينده به نفع او بچربد . رقابت بين تميم و ازد در بصره بازتابهايى نيز در كوفه داشت . شبث بن ربعى تميمى ، على عليه السّلام را تشويق كرد كه كسى را از بنى تميم بفرستد و عشيره تميمى او را در بصره به اطاعت خود دعوت كند و بر بيعت خود نگاه دارد و ازد عمان را كه بيگانه و كينه‌توزند بر آنان مسلط نكند . او به على عليه السّلام گفت : « البتّه يك تن از قومت براى تو بهتر از ده تن از غير ايشان است . » مخنف بن سليم ازدى در مخالفت با او گفت : آن بيگانگان كينه‌توز كه تو گويى كسانى هستند كه خدا را عصيان كنند و با امير المؤمنين راه خلاف در پيش گيرند و آنان قوم تو هستند . محبوبان و نزديكان ايشان كه خدا را فرمان مىبرند و امير المؤمنين را يارى مىكنند ، قوم من‌اند كه يك تن از ايشان بهتر از ده تن از قوم تو هستند » . « * » على عليه السّلام فرمود خاموش باشيد كه اسلام و حيثيت اسلام شما را از ستم بر يكديگر و از ناسزاگويى بازمىدارد . اما ، على عليه السّلام سفارش شبث را پذيرفت و اعين بن ضبيعه مجاشعى را پيش خواند و با او درباره رفتار قومش در بصره كه با همدستى ابن حضرمى بر عامل او شوريده بودند سخن گفت . اعين از رفتار قومش معذرت خواست و پيشنهاد كرد كه او را براى پراكندگى جمعشان روانه كند . على عليه السّلام همان ساعت او را همراه با نامه‌اى و دستوراتى براى زياد فرستاد كه اعين را بگذارد با قومش صحبت كند و در صورتى كه او نتواند قومش را تشويق و متقاعد كند با آنان بجنگد . اعين بسادگى توانست بسيارى از مردمش را به سوى خود بازگرداند ، امّا بعضى سرسختانه از ابن حضرمى حمايت مىكردند . او با كسانى كه او را همراهى كرده بودند به جانب ابن حضرمى رفت و تمام روز را با او و يارانش سخن گفت و آنان را پند و اندرز داد
هامش
* احد هم خير لأمير المؤمنين من عشرة من قومك ، ثقفى ، الغارات ، ص 395 . م .