تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
زبير را خائنانه كشته بودند ، به حمايت از او برخاستند . « 1 » هنگامى كه او براى اشراف و بزرگان بصره سخن مىگفت و كوشش مىكرد مردم را عليه على عليه السّلام به عنوان قاتل عثمان برانگيزد ، ضحاك بن عبد اللّه هلالى رئيس نگهبانان ابن عباس برخاست و به او هشدار داد براى آن‌كه معاويه بر او رنگ امارت و ابن حضرمى بر مسند وزارت بنشينند بار ديگر مردم را به جنگ با يكديگر تحريض نكند ؛ يك روز از روزهاى عمر على عليه السّلام كه با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله سپرى شد ، از كارهاى معاويه و خاندان معاويه تا دنيا دنياست بهتر است . سپس عبد اللّه بن خازم سليمى برخاست و به ضحاك گفت كه خاموش باشد چون او شايستگى آن را ندارد براى مردم سخن گويد و ابن حضرمى را مطمئن ساخت كه همه او را يارى خواهند كرد و آنان هر كارى كه بخواهد انجام خواهند داد . ضحاك بن عبد الله اعتبار او را به مسخره گرفت و زبان به ناسزاى يكديگر گشودند . آن‌گاه عبد الرحمن بن عمير بن عثمان قرشى تيمى هم قبيله أبو بكر وارد اين كار شد و جانب ابن حضرمى را گرفت ، كه به گفته او ، آنان را به اتحاد مىخواند و از تفرقه بر حذر مىداشت ؛ او از مردم خواست اجازه دهند نامهء معاويه كه ابن حضرمى آورده بود بر ايشان خوانده شود . پس مهر از سر نامه برگرفتند و آن را خواندند . معاويه در اين نامه خود را امير مؤمنان خوانده و عثمان را نمونه كاملى از حسن سلوك و عدالت ، دادخواه ستمديدگان و دوستدار ناتوانان توصيف كرده بود در حالى كه مسلمان بود و محرم بود « * » و تشنه‌كام بود و روزه‌دار ، خون او را ريختند . او مردم را به طلب خون عثمان فرا خواند . در اين نامه ، نامى از على عليه السّلام نبرده بود ولى منظور او كاملا روشن بود . به پاداش اين اقدام پسنديده‌شان او به ايشان وعده داد كه در ميان آنان به كتاب خدا عمل كند و هر سال آنان را دو برابر عطا دهد و از زيادى حاصل آنان چيزى نستاند . بسيارى ، از بزرگان بصره مجذوب اين زبان‌بازيهاى او شدند و گفتند : « شنيديم و فرمان مىبريم . » امّا در بين شنوندگان اتفاق آرايى نبود . احنف بن قيس در حالى كه جمعيت را ترك مىكرد گفت : « مرا در اين ماجرا هيچ سود و زيانى نيست » . عمرو بن مرجوم به مردم هشدار داد كه
هامش
( 1 ) ر ك : هجو جرير از مجاشع در طبرى ج 1 ، ص 3418 . * محرما را نويسنده انگليسى كتاب « در حال احرام » ترجمه كرده كه ظاهرا اشتباه است . رك : همين كتاب ص 217 يادداشت - م .
جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 385 | ويلفرد مادلونگ / احمد نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط