ابن عباس با اين اتهامى كه به على عليه السّلام زد كه او فىء را به تساوى بين مسلمانان تقسيم مىكند ظاهرا منظورش تقسيم مازاد بيت المال در بين كسانى بود كه از آن حقى داشتند .
على عليه السّلام از زمان خلافتش در مدينه اين كار را كرده بود و به نظر مىرسد در تمام دوران خلافتش اين روش را ادامه داده بود . « 1 » گمان نمىرود كه او در پرداخت مقررى و مستمريى كه عمر به طور نابرابر از فىء تعيين كرده بود تغييرى داده باشد ؛ زيرا در زمان حكومت عمر فىء زمينهاى فتح شده به فاتحان آن زمينها تعلق داشت نه به حكومت .
بديهى است كه على عليه السّلام قصد داشت درآمدها را به تساوى و منحصرا بين تمامى كسانى كه استحقاق آن را داشتند تقسيم كند . امّا عمر معمولا زمينهاى موات جزيرة العرب و ديگر نواحى - نه فىء - را به اشراف قريش و سران قبايل مىبخشيد . نشانهاى از وجود چنين بخششهايى توسط على عليه السّلام در دست نيست ، هر چند او در آنچه پيشينيان او ، مخصوصا عثمان ، بخشيده بودند دخالتى نكرد . او حتى به واحه فدك كه عثمان آن را به مروان بخشيده بود دست نزد .
اقامت ابن عباس در مكه چندان زياد نبود . هنگامى كه عبد الله بن عامر حضرمى فرستاده معاويه براى آشوبگرى وارد بصره شد ، ابن عباس قبلا خود را به كوفه رسانده و همراه على عليه السّلام بود . خبرى درباره چگونگى آشتى آنان در دست نيست . امّا براى على عليه السّلام دشوار بود حمايت پسر عموى سياستمدارش را كه برادران او قثم و عبيد الله كارگزاران او در حجاز و صنعا بودند از دست بدهد . عبد الله بن عباس به نوبه خود به رغم خشمى كه از رفتار على داشت و بعضى از سياستهاى پسر عمويش را نمىپذيرفت كاملا على عليه السّلام را تأييد مىكرد و خصلتهاى شخصى و شدت علاقه او به اسلام را مىستود . على عليه السّلام كسى را به جاى او به حكومت بصره تعيين نكرد . زياد بن أبيه كه ابن عباس او را بر ابو الاسود دؤلى برترى داد ، و كار را به او سپرده بود به نمايندگى او به كار خود ادامه داد . حتى ضحاك بن عبد الله هلالى رئيس نگهبانان ابن عباس كه در غارت بيت المال به او كمك كرده بود از كار بر كنار و يا مجازات نشد . چندى پس از شكست
هامش
و كاملا مورد اعتماد است .
( 1 ) بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 131 - 136 ؛ ابن عساكر ، على ، ج 3 ، ص 180 - 189 ؛ ابن ابى الحديد ، شرح ، ج 2 ، ص 198 - 203 .