ورزيدند و چيزى درباره انتقام خون عثمان نگفت . « 1 »
چون خبر يارى خواستن محمد بن ابى بكر به على عليه السّلام رسيد از كوفيان خواست كه فورا به كمك او بشتابند و از داوطلبان خواست كه در جرعه ، بين كوفه و حيره ، گرد آيند .
او صبح روز بعد خود به آنجا رفت ، امّا صد نفر هم نيامده بودند . او به كوفه بازگشت و به دنبال سران قبايل فرستاد و آنان را به دليل سستى و تنبلىشان سرزنش كرد . مالك بن كعب ارحبى به يارى او برخاست ، على عليه السّلام به منادىاش فرمود كه مردم را ندا دهد كه همراه كعب رهسپار مصر شوند . يك ماه طول كشيد « 2 » تا حدود دو هزار نفر در خارج شهر كوفه گرد آمدند و على عليه السّلام آنان را روانه كرد . مالك بن كعب با اين لشكر پنج شب راه سپرده بود كه حجّاج بن غزيّه انصارى و عبد الرحمن بن مسيّب فزارى كه جاسوس على عليه السّلام در شام بود رسيدند و خبر كشته شدن محمد بن ابى بكر را براى على عليه السّلام بازگفتند . على عليه السّلام عبد الرحمن بن شريح يامى « * » را فرستاد تا مالك را برگرداند .
واقدى تاريخ پيروزى عمرو در مسنّاة را صفر سال 38 ذكر كرده است . كندى شهادت محمد بن ابى بكر را 14 صفر سال 38 ، « 3 » ذكر مىكند كه احتمالا خيلى پيش از زمان واقعى است . عمرو عاص قبل از جنگ بين يك تا دو ماهى بود كه در مصر اردو زده بود .
نقل شده كه على عليه السّلام خطاب به مردم كوفه گفت بيش از پنجاه روز است شما را به يارى برادرانتان در مصر دعوت كرده بودم تا آنگاه كه سپاهى اندك نزد من آمد . « 4 » اين جنگ احتمالا پيش از پايان صفر سال 38 اتفاق نيفتاد . كندى آغاز دومين دوره حكومت عمرو بر مصر را از ربيع الاول سال 38 مىداند . « 5 »
على عليه السّلام در غم از دست دادن پسرخواندهاش محمد بن ابى بكر و از دست رفتن مصر سخت اندوهگين شد ؛ و اين اندوه خود را از مردم پنهان نكرد . در خطبهاى او بر اشتياقش به رويارويى با دشمن تأكيد و كوفيان را به سبب كوتاهى و عدم اطاعت سرزنش
هامش
( 1 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3407 ؛ ثقفى ، الغارات ، ص 288 - 289 .
( 2 ) ثقفى ، الغارات ، ص 294 .
* و به نقلى شامى ( همان ، 295 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3407 .
( 3 ) كندى ، ولاة ص 31 . گفتار كندى كه نقل كرده دوران حكومت محمد بن ابى بكر پنج ماه بود كاملا اشتباه است .
( 4 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3412 ؛ ثقفى ، الغارات ، ص 297 .
( 5 ) كندى ، ولاة ، ص 31 .