تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
گروه گروه و پىدرپى به جنگ كنانه آمدند تا خوب به او نزديك شدند عمرو به كمك لشكرى به سردارى معاويه بن حديج [ سكونى ] همراه با عثمانيان مصر كه انبوهى از شاميان آنان را پشتيبانى مىكردند كنانه را در مسنّاة محاصره كرد . كنانه و يارانش در ميان اين لشكر انبوه به شهادت رسيدند . چون خبر به محمد بن ابى بكر رسيد يارانش از گرد او پراكنده شدند . او به راه افتاد تا خود را در خرابه‌اى پنهان كند و عمرو فسطاط ( مركز شهر ) را گرفته بود . معاوية بن حديج به جستجوى پسر ابى بكر برآمد و چند روستايى او را به مخفىگاه محمد بن ابى بكر راهنمايى كردند . او را در حالى كه از تشنگى نزديك به مرگ بود گرفتند و در نظر داشتند او را به فسطاط ببرند . چون خبر دستگيرى او به عمرو رسيد ، عبد الرحمن بن ابى بكر برادرش محمد كه به دستور خواهرش عايشه براى نجات جان برادرش به لشكرگاه عمرو آمده بود از برادرش محمد نزد عمرو شفاعت كرد . « 1 » عمرو به معاوية بن حديج دستور داد پسر ابى بكر را زنده نزد او بياورند . ابن حديج برآشفت و گفت عمرو پسر عم من كنانة بن بشر را مىكشد ( تجيب يكى از قبايل فرعى سكون بود ) و از من مىخواهد كه از محمد بن ابى بكر قريشى دست بردارم . او به بهانهء اين اتهام بىاساس كه معاويه در بين مردم شايع كرده بود كه شورشيان عثمان را از نوشيدن آب منع كرده بودند ، از نوشاندن آب به اسير زندانى خود خوددارى ورزيد . پس از گفتگويى تند او پسر أبو بكر را گردن زد و پيكر او را در درون شكم خر مرده‌اى جا داد و آتش زد . وقتى عايشه اين پايان دردناك برادرش را شنيد سخت زارى و بىتابى كرد و در قنوت نمازش پيوسته معاويه و عمرو عاص را نفرين مىكرد . او سرپرستى بازماندگان برادر را بر عهده گرفت و به تربيت قاسم ( بن محمد بن ابى بكر ) همت گماشت كه او بعدا از بزرگان دينى مدينه شد . « 2 » عمرو خبر پيروزى خود و مرگ محمد بن ابى بكر و كنانة بن بشر را به معاويه نوشت . او در اين نامه هم يادآورى كرد كه اين دو بر گمراهى خود اصرار
هامش
( 1 ) ابن منظور ، مختصر ، ج 14 ، ص 281 ؛ آبوت ، عايشه ، ص 179 - 180 . ( 2 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3400 - 3406 ؛ ثقفى ، الغارات ، ص 276 - 285 و بنا به نقل واقدى پسر ابى بكر در خانه جبلة بن مسروق پنهان شده بود . معاوية بن حديج خانه را محاصره كرد و پسر أبو بكر در حال جنگ شهيد شد ( طبرى ، ج 1 ، ص 3406 - 3407 ) . در اين مورد كه عايشه سرپرستى دختر برادرش قريبه و پسر برادرش قاسم را به عهده گرفت ر ك : آبوت ، عايشه ، ص 209 .