موعود را به چنگ آورد ، توصيه كرد كه هر چه زودتر سپاهى بزرگ به مصر گسيل دارد .
بدين ترتيب مصريان هماواز با آنان ، دسته دسته به سوى سپاهيان معاويه خواهند شتافت و در برابر دشمن آنان را ياور خواهند بود . معاويه ابتدا ترجيح داد نامهاى براى طرفدارانش در مصر بنويسد و آنها را تشويق كند كه پايدارى كنند و مطمئن باشند كه كمكهاى او به آنها خواهد رسيد ؛ و نامهاى هم به مخالفان نوشت و كوشيد با دادن وعد و وعيد ، عزم آنان را متزلزل كند . [ او گفت : ] و اگر لازم مىدانند ، مىتوانند با آنان وارد جنگ شوند . عمرو عاص به او گفت هر چه مصلحت مىدانى انجام ده . با اين حال عمرو عاص يقين داشت كه اين وضعيّت سرانجام به جنگى خونين منتهى خواهد شد .
سپس معاويه نامهاى به مسلمة بن مخلّد و معاوية بن حديج نوشت . او آنان را به سبب موضع شرافتمندانهاى كه در خونخواهى خليفهء ستمديده پيش گرفته بودند ستود و به آنان وعده داد كه خداوند خيلى زود ياريشان خواهد كرد و از قلمرو قدرت معاويه بهرهور خواهند شد و آنها را ترغيب كرد كه به جهاد خود ادامه دهند و كسانى را كه هنوز هم از هدايت آنان سرباز مىزنند و به سوى خود فرا خوانند . اين نامه را يكى از غلامان معاويه ، به نام سبيع بن مالك همدانى ، به دست مسلمه رساند . مسلمه وقتى نامه معاويه را خواند آن را به رسولش داد و از او خواست آن را به ابن حديج نشان دهد و سپس آن را بازگرداند تا از طرف خود و از طرف او جواب دهد . ابن حديج خشنود شد و مسلمه به معاويه نوشت كه آنان در جنگ با كسانى كه بر امام خود شوريدهاند اميد پاداش الهى را دارند . اين راه را براى رسيدن به منفعتى مادى نپيمودهاند و انتظار كمكى را هم كه اكنون از طرف معاويه به آنان مىشود نداشتهاند . در هر حال ، از معاويه خواست تا اسبان و مردانش را هر چه زودتر گسيل دارد تا بر دشمن پيروزى يابند . « 1 » گرچه عثمانيهاى مصر پس از صفين و حكميت قدرتمند شده بودند ، امّا ظاهرا آماده نبودند كه به خودى خود بر ضد والى به تعرض دست زنند .
نامه در فلسطين به دست معاويه رسيد . او بدانجا رفته بود تا از نزديك امور را زير نظر گيرد . معاويه به عمرو عاص فرمان داد كه شش هزار « 2 » مرد جنگى براى حمله به مصر
هامش
( 1 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3396 - 3400 ؛ ثقفى ، الغارات ، ص 270 - 276 .
( 2 ) بنا به روايت واقدى ، سپاه عمرو از چهار هزار مرد جنگى تشكيل شده بود ( طبرى ، ج 1 ، ص 3406 ) .