روايت است كه عقيل ، على را در كوفه ديد و از او درخواست پول كرد . ذكر اين نكته نيز لازم است كه عقيل در كوفه صاحب خانهاى بود كه آن را طى دوران فرمانروايى وليد بن عقبه به او فروخت . « 1 » بدين ترتيب ، و احتمالا در زمرهء مستمرىبگيران كوفه بوده است .
على از درآمدهاى « فىء » به او پولى نداد . امّا گفتهاند كه از اموال شخصىاش در ينبع به او مبلغى پرداخت كرد . بدينسان عقيل رهسپار دمشق شد و معاويه مبلغ زيادى به او پول داد . اين موضوع احتمالا پيش از جنگ صفين بود . معلوم نيست كه معاويه اين پول را از آن روى كه عقيل در اين زمان مستمرىبگير شام بوده است داده ، يا آن را به صورت رشوه در اختيار او نهاده است . آنگونه كه لامنس مىگويد ، يكى از همسران عقيل عمه [ يا خاله ] معاويه بود . « 2 » اخبار رسيده دربارهء روابطش با معاويه آميخته با افسانه است و از او به منزلهء كسى ياد مىكند كه با اين اموى و دوستان عمدهاش با نفرت بسيار برخورد مىكرد . هيچ دليل محكمى داير بر اينكه او ، بر ضد برادرش على عليه السّلام ، از معاويه پشتيبانى كرده باشد وجود ندارد . اين سخن وچيا واله يرى كه « جدايى بين دو برادر احتمالا انگيزههاى سياسى داشته » ، هيچ اساسى ندارد . « 3 »
پس از آن معاويه آهنگ مصر كرد . در مصر دولت محمد بن ابى بكر جدا دچار آشوب شده بود . چنان كه گذشت ، محمد با عزلتگزيدگان عثمانى گرد آمده در خربتا كه فرمانرواى پيشين آن ، قيس بن سعد ، پيوندهاى مؤثرى با آنان برقرار كرده بود ، خصومت ورزيده بود . مقاومت موفقيتآميز شاميان در برابر على عليه السّلام در صفين ، آنان را تشويق كرد كه در مخالفت با والى سربرآورند . محمد سپاهى به فرماندهى حارث بن جمهان جعفى براى رويارويى با شورشيان ، كه هنوز يزيد بن حارث كنانى آنان را رهبرى مىكرد ، گسيل داشت . حارث بن جمهان شكست خورد و كشته شد . « 4 » دومين سپاهى كه
هامش
( 1 ) اغانى ، ج 4 ، ص 182 .
( 2 ) بررسى سلطنت معاويه اول ، ص 175 .
( 3 ) ر . ك : عقيل بن ابى طالب ، دايرة المعارف اسلام ( ويرايش دوم ) .
( 4 ) حارث بن جمهان جعفى در صفين در ركاب على عليه السّلام جنگيده بود ( منقرى ، وقعة صفين ، ص 154 ، 254 - 255 ) . على احتمالا او را براى كمك به محمد بن ابى بكر به مصر فرستاد . در روايتهاى بلاذرى و ثقفى ، به رغم طبرى ، نسبتش ، به جاى جعفى ، بلوى آمده است . بنابراين امكان دارد كه با حامى على عليه السّلام در صفين يكى نباشد .