تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
والى به فرماندهى ابن مضاهم كلبى گسيل داشت سرنوشتى بهتر از اولى نداشت . اعتزال گزيدگان ، ابن مضاهم كلبى را نيز كشتند . « 1 » فرماندهى اعتزال‌گزيدگان را اين بار شخصيت معروف‌ترى به نام معاوية بن حديج سكونى بر عهده گرفت كه برخى ديگر را به اردوگاه عثمانى جذب كرد . « 2 » مسلمة بن مخلّد نيز عمليات جنگى خود را براى خونخواهى عثمان ، مستقل از گروهى كه در خربتا بود ، از سر گرفت . اين دو نفر در صفين براى معاويه جنگيده بودند « 3 » و اكنون ظاهرا به مصر بازمىگشتند . جنبش عثمانى مصر كه در ابتدا مستقل بود ، بيشتر به طرفدارى از معاويه متمايل شد . على عليه السّلام به ضعيف شدن موقعيت محمد بن ابى بكر پى برده بود و به اين فكر افتاده كه قيس بن سعد يا اشتر را جايگزين او كند . آن حضرت پس از بازگشت از صفين ، قيس را در مقام رئيس نگهبانان خود گماشته و به او وعده داده بود كه ولايت آذربايجان را پس از حكميت به وى خواهد سپرد . اشتر به ولايت خود در بين النهرين عليا بازگشته بود . على عليه السّلام بلافاصله پس از حكميت او را از نصيبين « 4 » فرا خواند و به مصر فرستادش تا فرمانروايى آنجا را از ابن ابى بكر بستاند ؛ على عليه السّلام ، ابن ابى بكر را جوانى ناآزموده در جنگ و امور سياسى خواند . اينكه او درست در زمانى اشتر را روانه مصر مىكرد ، كه قصد داشت براى بار دوم با لشكريان خود رهسپار شام شود ، از اهميّت مصر در نقشه‌هاى او حكايت دارد . معاويه توسّط جاسوسانش از انتصاب اشتر به ولايت مصر باخبر شد و يكى از خراج‌گزاران خود را تطميع كرد كه اشتر را بكشد . اشتر قلمرو سرزمين شام را طى نكرد و با قايق از حجاز ، از طريق ساحل درياى سرخ در مصر ، به قلزم رفت . « 5 » در قلزم ، خراج‌گزار معاويه به گرمى از او استقبال كرد و آن‌گاه شربتى از عسل زهرآگين به او داد و جانش را
هامش
( 1 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3248 ؛ بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 398 ؛ ثقفى ، الغارات ، 254 - 255 . ( 2 ) بنا به روايت بلاذرى ، معاوية بن ابى سفيان ، معاوية بن حديج را ترغيب كرد كه فرماندهى عثمانيان مصر را بر عهده گيرد . اگر معاويه چنين كرده باشد در نقض توافق متاركهء جنگ با على بوده است . ( 3 ) ر . ك : منقرى ، وقعة صفين ، در فهرست نامهاى آنان . ( 4 ) اشتر شبيب بن عامر ازدى را به جاى او به فرمانروايى بين النهرين عليا منصوب كرد ( ثقفى ، الغارات ، ص 258 ) . ( 5 ) بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 399 .