او خوارج را دعوت كرد كه به او ملحق شوند و با دشمن مشتركشان ، بر همان اساسى كه پيشتر انجام داده بودند ، بجنگند . آنان پاسخ دادند كه بپاخاستن او نه به خاطر خدا بلكه براى خود اوست . اگر شهادت دهد كه كفر ورزيده و توبه كرده است ، در روابطشان با او تجديد نظر خواهند كرد ، و گرنه همچنان با او مخالفت خواهند ورزيد . وقتى على نامهء آنان را خواند ، از جلب حمايت آنان نااميد شد . در هر حال تصميم گرفت آنان را رها سازد و لشكريان جنگى خود را به سوى شام روانه كند . « 1 »
ظاهرا على عليه السّلام مايل بود عمليات نظامى خود را در سريعترين زمان ممكن ، پيش از آنكه معاويه بتواند همهء نيروهاى خود را گرد آورد ، آغاز كند . او به ابن عباس دستور داد كه بصريان را بسيج كند . بنا به روايت ابو مخنف ، « 2 » تنها 1500 مرد ابتدا به احنف بن قيس پيوستند . با درخواست دوم ابن عباس ، 1700 نفر از مردم بصره به فرماندهى جارية بن قدامه به يارى آنان آمدند . « 3 » گويند على در كوفه به سران قبايل دستور داد كه از جنگجويان خود ، از فرزندان قادر به رزم جنگجويان و نيز از بردگان و موالى ، براى شركت در جنگ نامنويسى كنند و بدينسان سپاهى متشكل از 65000 مرد جنگى فراهم آورد . « 4 » اين رقم بىترديد مبالغه است و به احتمال قوى بسيارى از مردم نبايد به فراخوان جديد براى شركت در جنگ وقعى نهاده باشند . على عليه السّلام در نطقى خطاب به كوفيان ، آنان را تشويق كرد كه با مردمانى به جنگ برخيزند كه هيچ پيشينهاى در اسلام ندارند و اگر سلطه يابند همانند كسرى و هرقل بر آنان حكومت خواهند راند . « 5 » به او خبر دادند كه سپاهيانش از او مىخواهند پيش از آنكه روانهء پيكار با شاميان شود ، خوارج را سركوب كند . امّا وقتى به آنان گفت كه جنگ با « مردمى كه اميرانى جبار خواهند شد و بندگان خدا را به بردگى خود خواهند گرفت » مهمتر از جنگ با خوارج است ، جملگى به او اطمينان دادند كه فرمانبردارش خواهند بود و به او وفادار خواهند ماند . « 6 »
هامش
( 1 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3368 - 3369 ؛ بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 461 - 467 .
( 2 ) به استناد ابو ودّاك همدانى .
( 3 ) بلاذرى ، ( انساب ، ج 2 ، ص 367 ) از سه يا پنج هزار نفر يا بيشتر به فرماندهى جارية بن قدامه سخن مىگويد .
( 4 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3370 - 3372 .
( 5 ) همان ، 3369 - 3370 .
( 6 ) همان ، 3372 - 3373 .