تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
به منافع معاويه خيانت نمىكند . در كوفه در طى ديدارها ترديد نسبت به وفادارى ابو موسى به على بيشتر مىشد ؛ صلتان عبدى شعر خود را - چنان كه گذشت - خواند و گفت كه او هرگز على عليه السّلام را با رأى أبو موسى اشعرى و عمرو عاص خلع نمىكند . چون كشمكش ميان كوفيان بالا گرفت ، دو حكم توافق كردند كه گفتگوهاى بين خود را كاملا پنهان دارند . « 1 » داستان حكميت در پرتو اخبار ضد و نقيضى كه منابع دربارهء تاريخ ، مكان ، شيوه كار و پيامدهاى آن داده‌اند ، مورد بحث و گفتگوهاى بسيار واقع شده است . اين موضوع را كه در واقع دو ديدار صورت گرفت ، يكى در دومة الجندل و ديگرى در اذرح ، كايتانى « 2 » قبل از ديگران مطرح و وچيا واله‌يرى نيز سخت از آن پشتيبانى كرده است . در اين اواخر بازهم جعيط گفته است كه تنها يك ديدار در اذرح و آن هم احتمالا در ماه محرم سال 38 صورت گرفت . « 3 » با بررسى دقيق‌تر روايتهاى نخستين ، آشكار مىشود كه بين ابو موسى و عمرو عاص دو ديدار انجام شد . اما ، ديدار نخست در دومة الجندل ، فقط تلاشى بود براى اجراى توافق حكميت و چون به شكست انجاميد ، على عليه السّلام آتش‌بس را بىثمر يافت و جنگ را از سر گرفت . ديدار دوم ، در اذرح چنان كه خواهيم ديد ، تنها به ابتكار معاويه ترتيب داده شد . از آنجا كه ابو موسى در آن هنگام ديگر نمايندهء رسمى على - كه به اين ديدار وقعى نمىنهاد - نبود ، اين اقدامات جزئى از مسألهء حكميت به شمار نمىآمدند . حديث كوفى و تاريخى مزبور توجه خود را به ديدار دومة الجندل معطوف داشته ، كه تنها ديدار مربوط به على و كوفيان بود . اين حديث گرچه اساسا ديدار در اذرح را ناديده گرفته ، برخى از وقايع آنجا ، بويژه آخرين صحنهء معروف را به گزارش خود از
هامش
دومة الجندل حضور نداشت ؛ بر خلاف بعضى روايات و تصورات بيشتر دانشمندان امروز ، از جمله وچيا واله يرى ( درگيرى بين . . . ، ص 84 - 89 ) معاويه در اذرح بود . ظاهرا اين حقيقت بر بعضى از روايتهاى پيرامون دومة الجندل تأثير گذاشته است . توافق حكميت نشان مىدهد كه حكمان بدون حضور حاميان خويش با يكديگر ديدار مىكردند . ( 1 ) منقرى ، وقعة صفين ، ص 538 . ( 2 ) كايتانى ، تاريخ اسلام ، ج 10 ، ص 30 - 31 . ( 3 ) جعيط ، اختلاف بزرگ ، ص 276 . جعيط مىگويد كه تنها هيئت شاميان در رمضان سال 37 به دومة الجندل رفت ، در حالى كه على ، كه سرگرم خوارج بود ، موفق نشد هيئتى را اعزام دارد . لامنس هم بر اين باور است ( بررسى سلطنت معاويه اول ، خليفهء اموى ، پاريس 1908 ، ص 126 - 129 ) .