خم شنيده بودند خواست تا شهادت دهند . دوازده يا سيزده صحابى پيش آمدند و شهادت دادند كه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدند كه فرمود : هر كه مولاى او محمد صلّى اللّه عليه و آله است ، على عليه السّلام مولاى اوست و پسر عمويش مردم را به سوى او فرا خواند . بدين ترتيب على آشكارا ادعاى ولايت دينيى برتر از ولايت أبو بكر و عمر داشت .
خوارج بصره ، در حدود پانصد مرد به فرماندهى مسعر بن فدكى ، به طور گروهى رهسپار شدند . ابو الاسود دؤلى « 1 » در پى آنان رفت و در جسر اكبر به آنها رسيد . تا غروب روياروى يكديگر بودند و مسعر همراه با يارانش در تاريكى گريخت . آنگاه به سمت نهروان پيش رفتند . گويند در راه ، خوارج بصره از مردمان تفتيش عقايد مىكردند و آنها را مىكشتند . « 2 » بنا به روايتى آنان عبد الله بن خبّاب بن ارتّ و بعضى ديگر را درست پيش از رسيدن به نهروان كشتند . « 3 » امّا به احتمال بسيار زياد ، اين كشتارها چند ماه بعد ، هنگامى كه على آمادهء رفتن به سوى شام بود ، روى داد . در غير اين صورت بعيد است كه على از فعاليتهاى آنان غافل شده و از آنها خواسته باشد كه به سپاه او ملحق شوند ، بدون آنكه به جرمهاى آنان اعتنا كرده باشد .
در همين زمان ، دو حكم در دومة الجندل با يكديگر ديدار مىكردند . از آنجا كه آنان خبرها را به حاميان مربوطهء خود در كوفه و دمشق گزارش مىدادند و از آنها دستور مىگرفتند ، گفتگوها بايد چندين هفته طول كشيده و احتمالا تا اوايل ذىقعده سال 37 ادامه يافته باشد . همراهان كوفى ظاهرا بيش از همه مشتاق بودند هر چه زودتر از پيشرفت مذاكرات باخبر شوند . و چون نامههايى از فرستاده على عليه السّلام به ابن عباس مىرسيد اصرار مىكردند كه آنان را از مندرجات نامههاى على آگاه سازد . ابن عباس آنان را سرزنش و تصريح كرد كه شاميان مردمانى خود دارند و در پيامهايى كه بين معاويه و حكمش رد و بدل مىشود دخالت نمىكنند . « 4 » شاميان به عمرو عاص اعتماد داشتند كه
هامش
( 1 ) اين كه ابن عباس ابو الاسود را در پى آنان فرستاد ، چنان كه در روايت ابو مخنف آمده ، احتمالا نادرست است ( طبرى ، ج 1 ، ص 3367 ) . ابن عباس در اين هنگام براى رسيدگى به مسألهء حكميت در دومة الجندل بود . او احتمالا ابو الاسود را در رأس بصره باقى گذاشت .
( 2 ) همان ، ص 3368 .
( 3 ) همان ، ص 3374 - 3375 .
( 4 ) همان ، ص 3354 ؛ منقرى ، وقعة صفين ، ص 533 - 534 . اين روايت آشكارا حكايت از آن دارد كه معاويه در