تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
نيز همانند ما توبه كن تا با تو بيعت كنيم و گرنه مخالفت مىورزيم » . على با بيانى كلى چنين پاسخ داد : « به درگاه خداوند توبه مىكنم و بخشندگى او را از هر گناهى مىطلبم . » سپس خوارج با او بيعت كردند بر اين اساس كه شش ماه بعد جنگ را از سر گيرد تا در اين مدت خراج را جمع كنند و چهارپايان سوارى را فربه سازند . « 1 » با اين همه ، توافق كامل حاصل نشد . وقتى مارقين به كوفه بازگشتند ، بين افراد تندروتر آنان و كوفيانى كه از توافق حكميت پشتيبانى كرده بودند ، خصومتى پديد آمد . تندروان اكنون ادعا كردند كه على عليه السّلام توبه كرده و اظهار داشته است كه حكميت عملى كفرآميز و ضلالت بود . آنان اظهار داشتند كه فقط منتظرند چهارپايانشان فربه گردند تا رهسپار شام شوند . على ناگزير خود را از اين ادعا مبرا دانست و گفت از اين توافق بازنگشته و آن را ضلالت نمىداند . در حالى كه بسيارى از « حروريه نخستين » از جمله رهبران برگزيدهء ايشان شبث بن ربعى و عبد الله بن كواء ، اين مسأله را پذيرفتند ، برخى از آنها مخالفت آشكار خود را بر توافق حكميت تكرار كردند . « 2 » آنان سخنان على عليه السّلام را در مسجد قطع كردند و شعار دادند « لا حكم الّا للّه » . على بدان پاسخ داد و گفت كه اين سخن حقى است كه از آن منظور باطل دارند . « 3 » آنان امارت را شديدا رد مىكردند ؛ ولى بايد گفت كه وجود امير به منظور به عهده گرفتن رهبرى دين اجتناب‌ناپذير بود . « 4 » امّا على عليه السّلام كه در اصل با موضع آنان موافق بود ، مايل نبود به قبايل اجازه دهد كه بر ضد آنان وارد عمل شوند . آن حضرت فرمان داد آنان را از مساجد بيرون نرانيد و از سهمى كه از درآمدهاى به دست
هامش
( 1 ) همان ، ص 3353 ؛ بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 349 . ( 2 ) بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 356 . اين گفتهء وچيا واله يرى ، داير بر اينكه على عليه السّلام از امتيازهايى كه به مارقين داده به گونه‌اى پشيمان شده است ، سخن سنجيده‌اى نيست « درگيرى بين على و معاويه و كناره‌گيرى خوارج بر اساس منابع اباضيه » ، در گزارش ساليانه مؤسسهء مطالعات شرقى ناپل ، دورهء جديد ، ص 1 - 94 ؛ در صفحات 42 - 47 ؛ « حروراء » در دايرة المعارف اسلام ، ويرايش دوم . على مصمم بود جنگ را بر ضد معاويه از سر گيرد ، امّا فقط در صورتى كه حكميت ، چنان كه او انتظار داشت ، به داورى درست مبتنى بر قرآن نينجامد . اين امر ظاهرا كافى بود كه خوارج ميانه‌رو به طاعت بازآيند . نمىتوانست وعده دهد كه توافق حكميت را خواهد شكست . منابع اباضى هم اين مطلب را ابراز نمىدارند . تندروان ، بويژه آنهايى كه خود اعتراف كرده بودند كه از حمايت اوليه خويش از حكميت توبه كرده‌اند ، اكنون مىخواستند اعترافى نظير آن را بر او و اكثريت امت تحميل كنند . ( 3 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3361 - 3362 . ( 4 ) بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 352 ، 361 ، 377 .