تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
چون مردان اشعث و بسيارى از يمنيان در دفاع از او خشمگين شدند ، احنف بن قيس ، جارية بن قدامه ، معقل بن قيس رياحى ، مسعر بن فدكى عنبرى ، شبث بن ربعى و پيشوايان ديگر تميم نزد او رفتند و پوزش خواستند ، و اشعث پوزش آنان را پذيرفت . « 1 » پس از جنگ ، بقيه كشته‌شدگان را دفن كردند . از شاميان ، حابس بن سعد طائى ، يكى از پيشوايان بنى طىّ در حمص ، كشته شده بود . جسد او را پسر خواهرش ، زيد اهل كوفه ، فرزند عدى بن حاتم ، يافت . زيد به پدرش گفت : « به خدا سوگند ، اين دايى من است » . پدر زيد حابس را شناخت و نفرينش كرد . زيد چند بار فرياد زد كه چه كسى او را كشته است . سرانجام مردى از بكر بن وائل پيش آمد و گفت : من او را كشته‌ام . زيد پرسيد : چگونه او را كشتى ؟ چگونگى آن را بيان كرد . سپس زيد با نيزه خويش او را از پاى در آورد . پدر زيد بر او هجوم آورد و به او و مادرش ناسزا گفت و آن‌گاه زيد را تهديد كرد كه او را به بكر تسليم خواهد كرد . زيد بر اسب نشست و شتابان سوى معاويه را گرفت و به دو پيوست . معاويه او را با آغوش باز پذيرفت . در ميان ياران على زمزمه‌هايى عليه عدى بن حاتم ، يكى از نزديكترين ياران او شنيده مىشد . عدى از على عليه السّلام به سبب گناهى كه زيد مرتكب شده بود ، پوزش خواست ، و گفت كه اگر او را بيابد جانش را خواهد ستاند . على وفادارى او را ستود . « 2 » اسيران هر دو طرف آزاد شدند . آمده است كه عمرو عاص ابتدا به معاويه توصيه كرد كه اسيران جنگى عراقى را بكشد . با اين حال ، وقتى على عليه السّلام اسيران شامى را آزاد كرد ، معاويه رضايت خود را ابراز داشت كه چنين نكرده و سپس مقابله به مثل كرد . « 3 » دو روز پس از انعقاد توافق هر دو طرف از عرصهء جنگ دور شدند . « 4 » على عليه السّلام مسير ساحل غربى فرات را پيش گرفت تا به هيت رسيد و به آن سوى رود
هامش
( 1 ) منقرى ، وقعة صفين ، ص 512 - 513 ، طبرى ، ج 1 ، ص 3338 - 3339 ؛ بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 336 - 339 . ( 2 ) منقرى ، وقعة صفين ، ص 521 - 524 ؛ بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 306 ؛ بنا به روايت بلاذرى ، گريز و انتقام زيد در طى جنگ روى داد . ( 3 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3339 - 3340 ؛ منقرى ، وقعة صفين ، ص 518 - 519 . گفتهء منقرى كه على اسيران شامى را آزاد كرد ، بجز كسانى كه يكى از مردانش را كشته بودند يا بار دوم اسير شده بودند - كه در اين صورت كشته مىشدند - ظاهرا موافق اوضاع در صفين نيست . اين گفته احتمالا به يورشهاى شاميان اشاره دارد . ( 4 ) بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 337 .