تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
منطقى به شمار مىرفت تا جنگى ويرانگر را دوباره آغاز نكند . انتقادى كه بتوان در تصميمش بر عقب‌نشينى بر او وارد كرد اهميّت كمترى دارد . برعكس ، قبول حكميت از طرف او ، اشتباه سياسى بزرگ و غير قابل توجيهى بود على مىتوانست با معاويه فقط آتش‌بس نظامى ساده‌اى برقرار كند . او مىتوانست بدون هيچ‌گونه توافقى از جبههء جنگ عقب نشيند . قبول حكميت بر اساس شرايط معاويه بدترين گزينش بود . على عليه السّلام نيك دريافت كه حكميّت بر اساس قرآن با عمرو عاص به منزلهء يكى از دو حكم ، نتيجه‌اى جز شكست نخواهد داشت . هر آنچه اين توافق دربارهء بىطرفى حكمان و تعهد صرفشان به داورى مطابق قرآن به نفع صلح براى همهء امّت مسلمان بيان مىداشت ، آشكار بود كه عمرو نماينده‌اى آزاد نيست ، بلكه آلت دست معاويه است و تنها براى منافع او كار مىكند . بدين سان على پيش‌بينى مىكرد كه قطعا ناگزير خواهد شد هرگونه توافق حكمان را - اگر بتوانند بدان دست يابند - رد كند . او با اجازه دادن به اشعث و گروه صلح‌طلب در تعيين شرايط توافق از سر كينه عمل كرده بود [ ! ] و فكر مىكرد كه بايد در خصوص اميدهاى واهى آنان براى رسيدن به راه حلى شرافتمندانه با معاويه ، درسى به آنان بياموزد . چنين نبود كه وى - آن‌گونه كه مدافعان رفتارش بعدها ادعا كردند زير فشار پيروان بىوفايش عمل كرده باشد ؛ « 1 » زيرا وقتى درخواستهايشان را براى پايان دادن به جنگ پذيرفت ، آنان در مقامى نبودند كه در خصوص روابطش با معاويه براى او تكليف تعيين كنند . حتى اگر گروه اندكى به سمت دشمن رفته بودند ، چندان اهميّت نداشت . شرايط توافقى كه گروه صلح تحميل كرده بود ، هر چند براى على ناخوشايند بود ، به اندازهء خود اصل حكميت برايش رنج‌آور نبود . وى چگونه مىتوانست به مردانى كه روزى از دادن مناصب دولتى به آنها سخت خوددارى ورزيده بود ، اكنون اجازه دهد تا بر مسند داوران در حكم قرآن بنشينند ؟ توافق على عليه السّلام بر حكميت ، اعتقاد ياران وفادار او را كه گمان مىكردند براى آرمانى راستين مىجنگند متزلزل ساخت و به شاميان نيز اطمينان داد كه ادعاهاى فريبندهء معاويه در قرآن اساسى معتبر دارد . بدين ترتيب اين توافق حتى پيش از آن‌كه موجب شكاف مصيبت‌بارى بين مردان على عليه السّلام شود ، به لحاظ
هامش
( 1 ) ر . ك : براى نمونه به استدلال ابن عباس ، بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 337 .