تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
او هشدار داده مىشد كه سپاهيان او را رها خواهند كرد . سرزنشهاى او بر مردانش كه چرا جنگ را رها مىكنيد ، حال آن كه من به پيروزى چشم دارم و چرا فريب انگيزه‌هاى دنيوى را مىخوريد ، با ناسزاگويى پاسخ داده شد . على عليه السّلام ناگزير بود با تأييد اينكه داورى قرآن را بين طرفين پذيرفته است نظم را بازگرداند . اشعث بن قيس نزد او رفت و به وى اطمينان داد كه مردان سپاهش از پاسخ دادن به پيشنهاد مخالفان خشنودند و پيشنهاد كرد كه به ديدار معاويه رود و ببيند توسل جستن آنان به قرآن چه مفهومى دارد . معاويه با او پيشنهاد كرد كه هر يك از طرفين نماينده‌اى برگزينند تا موافق كتاب خدا در اين منازعه داورى كند و هر دو طرف به هر حكم مشتركى بين خود وفادار باشند . اشعث بدون هر گونه پرسشى اين پيشنهاد را پذيرفت و اكثريت سپاه على بلافاصله موافقت خود را اعلام داشتند . « 1 » با اين همه ، چون مقاصد نهانى پيشنهاد معاويه آشكار شد ، اقليتى عمده مخالفت كردند . بنا به روايت شعبى ، گروهى متشكل از حدود چهار هزار نفر از مردان بصير و عابدان پارسا با اصل حكميت مخالفت ورزيدند . آنان ظاهرا فهميده بودند كه معاويه صادقانه تسليم قرآن نمىشود ، بلكه قصد دارد بين دو نمايندهء طرفين مخالف ، دست به ترفندى سياسى زند كه به او اجازه مىداد همچنان بر سر قدرت باقى بماند . گروه كوچك ديگرى از پشتيبانى يا مخالفت با اين پيشنهاد خوددارى كردند . گروه مخالف حكميت نزد على رفتند و از او خواستند كه جنگ را از سر گيرد . بنا به روايت شعبى ، على عليه السّلام با اين كار موافق بود . امّا طرفداران حكميت اصرار ورزيدند كه پيشنهاد مزبور درست ، عادلانه و منصفانه است . اشعث بن قيس و يمنيها در مخالفت با از سرگيرى جنگ صريح‌تر از همه بودند . على به مخالفان حكميت گوشزد كرد كه آنان در اقليت‌اند و اگر جنگ را دوباره آغاز كنند ، اكثريت سپاه نسبت به آنان رفتارى خشن‌تر از رفتار با شاميان خواهند داشت و به اتفاق آنها را نابود خواهند كرد . على عليه السّلام از آنچه روى داده بود ، خشنود نبود ؛ امّا به اكثريت تمايل داشت از بيم آن‌كه مبادا ناخواسته متحمل خسارتهاى جانى گردند . آن‌گاه بيتى از شعر شاعر جاهلى ، دريد بن صمّه ، را خواند : من يكى از مردان غزيه‌ام ، كه چون گم شوند ،
هامش
( 1 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3329 - 3333 .