تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
شدند و مدتى جنگيدند تا اينكه يحصبى بر زمين افتاد و از پاى درآمد . يمنيان معاويه را سرزنش كردند كه فرماندهى آنان را به كسى سپرده كه از جنگ گريخته است و درخواست كردند فقط كسى از خود آنها بايد فرماندهى جنگ را بر عهده گيرد . معاويه اين درخواست آنان را پذيرفت . « 1 » پس از اين روز سخت و بىنتيجه ، جنگ سراسر شب ادامه يافت كه با عنوان « ليلة الهرير » در خاطره‌ها زنده مانده است . در اين هنگام جنگ بيشتر با شمشير بود و شمار كشته‌شدگان افزايش يافت . على عليه السّلام كه در لحظاتى چند پيشروى كرده بود ، پيكرهاى بسيارى از كشته‌شدگان سپاهش را يافت و دفن كرد . « 2 » امّا معاويه ، بر خلاف على عليه السّلام ، به دشمن اجازه نداد مردگانش را بردارد يا آنها را دفن كند . « 3 » نعيم بن سهيل بن عليّه بجلى ، كه در جبههء شاميان مىجنگيد ، پسر عمويش نعيم بن حارث بن عليّه را در ميان كشته‌شدگان عراقى يافت و از معاويه اجازه خواست تا او را دفن كند . معاويه پاسخ داد كه اين مردم شايستگى دفن شدن را ندارند ، زيرا از دفن آشكار عثمان جلوگيرى كردند . وقتى نعمان تهديد كرد كه به دشمن خواهد پيوست ، معاويه با خشم گفت آنچه دوست دارى انجام ده . سپس نعمان پسر عمويش را دفن كرد . « 4 » به هنگام صبح ، به نظر مىرسيد كه كفهء ترازو آرام آرام به نفع على مىچربد . نزديك ظهر ، برخى از شاميان كه با مركز سپاه على مواجه شدند ، قرآنها را كه به سر نيزه‌ها بسته شده بود ، بالا بردند . سپس جنگ متوقف شد .
هامش
( 1 ) همان ، ص 439 - 442 . ( 2 ) همان ، ص 369 . ( 3 ) در هر حال روايتى نقل است كه عمرو عاص با پيشنهاد على مبنى بر متوقف كردن جنگ ، به طورى كه هر طرفى بتواند مردهء خود را از طرف ديگر بگيرد و آن را دفن كند ، موافقت كرد ، بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 383 . [ اين روايت در صفحات ارجاعى نويسنده وجود ندارد - م . ] ( 4 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3302 - 3303 .