با سردى به معاويه توصيه كرد كه از عمرو عاص ، كه سخاوتمندانه به او پول مىدهد ، چنين درخواستى كند . اگر معاويه مىخواهد مروان وارد عمل شود ، ابتدا بايد در بخشيدن مال به او برابر با عمرو رفتار كند و يا اينكه عمرو را در محروميت از مال همسنگ او سازد . مروان [ به معاويه ] گفت اگر پيروز شوى ، عمرو مقام بالايى به دست خواهد آورد و اگر شكست خورى ، گريختن برايش آسان خواهد بود . « 1 »
درخواست معاويه مبنى بر اينكه يكى از خويشاوندانش در ميان قريشيان عراق مبارز بطلبد ، نيز با ريشخند وليد بن عقبه و مروان مواجه شد . « 2 » امّا عتبه ، برادر معاويه ، پيشنهاد مبارزه با جعدة بن هبيره را داد و معاويه پذيرفت ؛ با تأييد اينكه جعده ، در مقام فردى مخزومى با مادرى هاشمى ، همتايى شرافتمند است . عتبه صبحگاه بيرون آمد و از جعده خواست كه پيش آيد . على عليه السّلام به جعده اجازه داد تا با او ديدار كند و مردم گرد آمدند تا به سخنانشان گوش دهند . عتبه جعده را به مبارزه دعوت كرد و گفت كه او [ جعده ] تنها به سبب عشق به دايىاش ( على ) و عمويش ( عمر ) بن ابى سلمه ، فرمانرواى بحرين ، مىجنگد . [ عتبه ادامه داد ] : « به خدا سوگند . ما چنين نمىپنداريم كه معاويه در خلافت سزاوارتر از على عليه السّلام است ، اگر مسأله عثمان در كار نبود . امّا معاويه بر شام سزاوارتر است ، زيرا مردم شام از او خشنودند ، پس ما را از اين نظر ببخشاى ؛ زيرا به خدا سوگند ، هيچ مرد نيرومندى در شام نيست كه در پيكار جدىتر از معاويه نباشد ، و در عراق نيز كسى جنگاورتر از على عليه السّلام يافت نمىشود . ما بيش از شما از مولاى خود فرمان مىبريم . چه زشت است براى على كه در قلب مسلمانان شايستهترين مردم براى حكومت كردن بر مردم باشد ، امّا وقتى به قدرت مىرسد عرب را نابود كند » .
جعده پاسخ داد : « امّا در مورد دوستىام نسبت به دايىام ، اگر تو كسى چون او
هامش
( 1 ) منقرى ، وقعة صفين ، ص 439 .
( 2 ) بلاذرى از اجتماع عتبة بن ابو سفيان ، وليد بن عقبه و ديگران در حضور معاويه در صفين سخن مىگويد كه در آن عتبه به كشتهشدگان اموى به دست على عليه السّلام در بدر اشاره مىكند . معاويه گفت كه بايد شمشير انتقام خويش را به سوى آنان نشانه گيرند . آنگاه وليد برخاست و شعرى سرود كه در آن پيشنهاد معاويه را به تمسخر گرفت . او على عليه السّلام را به مارى [ ! ] در ته درهاى توصيف كرد كه اگر نيش زند دارويى براى آن نخواهد بود و يادآور شد كه على معاويه را در جنگ صدا زد ، اما معاويه ، اگر چه صداى على را شنيد ، از پاسخ خوددارى ورزيد ( انساب ، ج 4 ، ص 117 - 118 ) .