تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
را در برابر على متجلى سازد . مردان معاويه مفتخرانه حضور او را گرامى داشته بودند و از او با عنوان « نيك‌مردى فرزند نيك‌مردى » ياد مىكردند . عدم حضورش ، براى همگان آشكار مىساخت كه قريش ، پس از شكست خوردن به دست على عليه السّلام كمتر به پشتيبانى از معاويه تمايل دارند . « 1 » مرگ ذو الكلاع مسألهء ديگرى بود . روايت است كه معاويه به معتمدان خود گفت : « من از كشته شدن ذو الكلاع شادمان‌ترم تا فتح مصر ، اگر ممكن مىشد » . ذو الكلاع ، « پادشاه حمير » نقش عمده‌اى در فتح شام داشت و چنين مىنمايد كه اميد احياى پادشاهى حميريان دمشق را ، زير فرمانروايى اسلام ، در سر مىپرورانده است . معاويه از او نفرت داشت زيرا « با او مخالفت مىكرد و مورد اطاعت مردم » حمص بود . « 2 » با اين همه اكنون ذو الكلاع پيش از جنگ صفين از سياست جنگى معاويه پشتيبانى كرده بود ، هم در سخنرانيهاى عمومى آتشين و هم در رايزنيهايش . بنابراين معاويه احتمالا بايد تقديرهايى هم از او به عمل آورده باشد . در عين حال ، وفادارى از نگاه اين فرمانرواى مستبد يك طرفه بود . قبيلهء حمير حمص ، احتمالا يك روز پيش از آن يكى ديگر از چهره‌هاى برجستهء خود به نام حوشب ذو ظليم ، پيشواى الهان ، را از دست داده بود . « 3 » مرگ دو
هامش
( 1 ) ولهاوزن ديدگاه كاملا غلطى را دربارهء ماهيت جنگ صفين مطرح كرده است ؛ او ادعا مىكند كه عقيل ، برادر على عليه السّلام و فرزندان دو خليفه ، أبو بكر و عمر ، از طرف شاميان جنگيدند ( امپراتورى عرب و سقوط آن ، ص 52 ) . عقيل در جنگ صفين شركت نكرد ( ر . ك : همين كتاب ، ص 358 - 359 ) . مقصود ولهاوزن از فرزند أبو بكر احتمالا عبد الرحمن بوده است . عبد الرحمن در جنگ صفين حضور نداشت ، اما بعدها در سپاه عمرو جهت فتح مصر حضور يافت . خواهرش عايشه او را نه براى جنگيدن بلكه براى حفظ جان برادرش محمد فرستاده بود ( ر . ك : همين كتاب ، ص 365 ) . عبد الرحمن سپس يكى از مخالفان اصلى و منتقد رفتارهاى معاويه باقى ماند ؛ او حكميت را مردود شمرد ، و ادعاى معاويه را - در اينكه زياد را فرزند نامشروع پدرش مىشناخت - نپذيرفت و بيعت خويش را از يزيد ، به رغم تلاشهاى معاويه در تطميع او ، دريغ داشت ( ابوت ، عائشه . . . ، ص 178 - 179 ، 189 ، 194 - 196 ) . خاندان عمر ( آل عمر ) در نزاع بين على و معاويه بىطرف شناخته مىشدند . وقتى معاويه نعمان بن بشير را با پيغامى نزد عايشه فرستاد و در راهش نزديك تبوك با دو مرد مواجه شد ، بنا به روايت خود او ، جهت احتياط خود را مولاى عمر بن خطاب معرفى كرد ؛ اما بعد نعمان فهميد كه آنان پيروان عثمان بوده‌اند ( ابن شبه ، تاريخ المدينة ، ص 1067 - 1068 ) . حتى دليل آشكارتر بر اينكه تشكيلات مذهبى مدينه از معاويهء طليق پشتيبانى نكردند ، غيبت فرزندان خليفه عثمان در صفين است . ( 2 ) ر . ك : مادلونگ ، « پيشگوييهاى مكاشفه‌اى . . . » ، ص 183 - 184 . منقرى ، وقعة صفين ، ص 303 . ( 3 ) اين كه حوشب در همان روز با عنوان عبد اللّه بن بديل كشته شد ، ظاهرا از روايتى در كتاب منقرى آشكار