زياد بن خصفه ، پيشواى ربيعيان كوفى از قبيلهء عبد القيس خواست تا به جنگجويان بپيوندند ، زيرا در غير اين صورت ديگر اثرى از قبيلهء بكر بن وائل باقى نخواهد ماند .
عبد القيس به درخواست او عمل كرد و ديرى نپاييد كه ذو الكلاع و عبيد الله بن عمر هر دو كشته شدند . « 1 » اوضاع تغيير كرد و شاميان به طرف اردوگاههاى خود عقب رانده شدند . معاويه از خيمه خود گريخت و به يكى از چادرهاى سپاهش پناه برد . « 2 » در صحنههاى ديگر جنگ در آن روز ، عمار ياسر كه گفتهاند بيش از نود سال سن داشت و هاشم بن عتبة بن ابى وقاص ، در ركاب على عليه السّلام كشته شدند . شبانگاه چون سپاهيان عقب نشستند ، بحريّه ، همسر عبيد الله همراه با چند نفر از خدمتكاران بر قاطرى سوار شد و به سوى افراد قبيلهاش در اردوگاه على رفت . او دقيقا با روحيهء قبيلهاى خود بر آنان درود فرستاد و گفت خداوند شما را خوار نساخت و من نيز دوست نمىداشتم خوارى شما را ببينم . آنان به دختر پيشواى بزرگ خود خوشآمد گفتند و به او اجازه دادند جسد همسر جانباختهء خويش را ببرد . بحريه به خدمتكارانش دستور داد گورى براى او بكنند و او را در آن دفن كنند . سپس دو بيت از شعر كعب بن جعيل را در رثاى او خواند و رفت « 3 » .
مرگ عبيد الله بن عمر ، اگر نگوييم ضربهاى بر شخص معاويه ، بايد گفت كه ضربهاى سياسى بر پيكر او فرود آورد ؛ و بعيد است كه - چنان كه خانوادهاش پنداشتهاند - معاويه خواسته است از دست او رهايى يابد . گرچه او تنها به اين دليل به معاويه پيوسته بود كه على از عفو عثمان نسبت به سه قتلى كه عبيد الله مرتكب شد حمايت نكرده بود ، مع الوصف به ادعاى امويان او تنها حجتى بود كه مىتوانست خلافت شكوهمند نخستين
هامش
انساب ، ج 3 ، ص 39 ) .
( 1 ) عبارت آشكار ابن شبّه ( تاريخ مدينه ، ص 654 ) مبنى بر اينكه عبيد الله و برادر تنىاش زيد اصغر هر دو در جنگ صفين كشته شدند ، بر اساس غلط خواندن « قتلا » به صورت تثنيه است . اين متن از ابن سعد گرفته شده كه به صورت مفرد « قتل » به كار رفته است ( طبقات ، ج 3 / 1 ، ص 190 ) . در هيچجا ذكر نمىشود كه زيد اصغر در جنگ حضور داشته است .
( 2 ) منقرى ، وقعة صفين ، ص 306 - 307 . گفته مىشود كه معاويه فردى را نزد معمر فرستاد و به او وعده داد كه اگر جنگ را ادامه ندهد حكومت خراسان را به او خواهد داد . بدين سان خالد از ادامه جنگ جلوگيرى كرد .
بىترديد ، اين از جمله تهمتهايى است كه منتقدانش بر او زدهاند . در هر حال ، اينكه معاويه طى جنگ به محلى گريخت و سپس بازگشت ، كاملا مستند است و او خود هم بدان اعتراف كرده است .
( 3 ) بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 326 .