تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
طرف معاويه پيش رفت . او مىخواست قصاص خون برادرش ابو عمرو را بگيرد . به هر تقدير ، محاصره‌اش كردند و به همراه چند تن از يارانش كشته شد . « 1 » ظاهرا آن روز كلا به نفع معاويه تمام شد . او تصميم گرفت كه اكنون بر ربيعه در جناح چپ على يورش آورد . اگر آنان تسليم مىشدند ، پيروزى شاميان نزديك مىشد . از عبيد الله بن عمر خواست تا فرماندهى سپاه ويژه و سنگين او ، شهباء ، را بر عهده گيرد و براى حمله آماده شود . به نظر مىرسد كه انتخاب وى در به عهده گرفتن اين مسئوليت ، او را شگفت‌زده كرده باشد ، زيرا احتمالا احساس مىكرده كه بعضى از اعضاى خاندان اموى كه از مدعيان اصلى خونخواهى عثمان بودند ، در به عهده گرفتن فرماندهى جنگ از او شايسته‌تر بودند . با اين همه ، به پيش رفت و به هشدارهاى خدمتكار و همسرش كه دختر پيشواى نامدار ربيعه ، هانى بن قبيصه بود ، وقعى ننهاد . حمير مرد قدرتمند حمص همراه با سپاهى از اين قبيله به فرماندهى ذو الكلاع سميفع بن ناكور ، معروف به پادشاه حمير اكنون در برابر ربيعه قرار گرفته بود . در نتيجهء فشار نخستين يورش ، صفوف ربيعه درهم شكست . شاميان عقب نشستند و سپس براى يورش دوباره بازگشتند . ربيعه ايستادگى كردند ، به جز گروه اندكى كه بازگشتند و صحنهء جنگ را رها كردند . خالد بن معمّر سدوسى ، فرمانده ربيعه ، در پى آنان رفت ، امّا چون ديد پرچمداران ربيعه ايستادگى مىكنند ، به كسانى كه عقب نشسته بودند ندا داد كه بازگردند . « 2 »
هامش
( 1 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3289 - 3299 ؛ منقرى ، وقعة صفين ، ص 233 - 234 ، 245 - 247 . به گفتهء ابن كلبى ، عبد الرحمن برادر عبد اللّه بن بديل نيز در جنگ كشته شد ( ابن حجر ، اصابة ، ج 4 ، ص 39 - 40 ) . ظاهرا بيت شعرى از حجاج بن غزيّهء انصارى آن را تأييد مىكند ( بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 320 ) . اما بنا به روايت ابو مخنف ، وى در ابتداى جنگ جمل كشته شد ( ابن ابى الحديد ، شرح ، ج 9 ، ص 111 ) . ( 2 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3312 - 3313 ؛ منقرى ، وقعة صفين ، ص 291 . اين روايت خالد بن معمر را آشكارا به نحوى نامطلوب در ميان كسانى نام مىبرد كه پيش از همه آمادهء فرار مىشوند . گفته مىشود كه خالد از خود دفاع كرده و گفته است كه او تنها مىخواسته است جلو رزمندگان را بگيرد كه نگريزند . روايت اصلى وفادارى او به على را مثل اشعث بن قيس ، مورد ترديد قرار مىدهد ؛ احتمالا به اين دليل كه هر دو نفر در ميان كسانى شهرت داشتند كه طرفدار قبول پيشنهاد متاركهء جنگ با شاميان بودند . گزارش شده است كه بعضى از مردان قبيلهء خالد ، از جمله شفيق بن ثور سدوسى ، او را متهم كردند كه با معاويه به طور پنهانى مكاتبه مىكند . على عليه السّلام دربارهء حقيقت اين ادعاها از او پرس‌وجو كرد ، اما سوگندش را در كذب آنها پذيرفت ( طبرى ، ج 1 ، ص 3310 - 331 ؛ منقرى ، وقعة صفين ، ص 287 - 288 ) . گفته مىشود كه وقتى حسن بن على عليه السّلام براى توافق صلح خود با امويان مذاكره كرد ، خالد اولين كسى بود كه به نام ربيعه تسليم معاويه شد . ( بلاذرى ،
جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 318 | ويلفرد مادلونگ / احمد نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط