تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
او داستان خلافت را براى آنان بازگفت ، و اينكه چگونه مردم أبو بكر را به خلافت برگزيدند و او عمر را جانشين خود ساخت ، هر دو سيرت نيكو پيش گرفتند و در ميان امّت به عدل و راستى رفتار كردند . « سپس اين امر را بر دوش كسى نهادند كه ما اهل بيت سزاوارتر از او به اين مقام بوديم . پس عثمان به خلافت رسيد و اعمالى كرد كه موجب اعتراض مردم شد . سرانجام عده‌اى از مردم بر او شوريدند و او را كشتند . بعد مردم به سوى من سرازير شدند ، در حالى كه من خود را از اين غوغا بر كنار ساخته بودم » . در آن هنگام مردم از او خواسته بودند كه بيعت را بپذيرد ؛ وى ابتدا سرباز زده بود ؛ امّا بعد وقتى گفتند امّت به پيشوايى هيچ كس جز او راضى نمىشود ، آن را پذيرفت . سپس كناره گزيدن دو مردى كه ابتدا با او بيعت كرده بودند او را شگفت‌زده كرد . مخالفت معاويه ، اساسا مخالفت كسى بود كه در ايمان و وفادارى به اسلام فضل تقدم نداشت ؛ او طليق ، فرزند طليق و هم‌پيمان احزابى بود كه همراه با خانواده‌اش هيچ‌گاه از دشمنى با رسول خدا و مسلمانان دست نكشيدند ، تا اينكه بر خلاف ارادهء خويش اسلام را پذيرفتند . على در اين هنگام آنان را به سوى كتاب خدا ، سنّت پيامبرش ، ريشه‌كن كردن باطل و احياى اصول دين فرا خواند . آن دو مرد گفتند : « گواهى ده كه عثمان مظلومانه كشته شد » . او پاسخ داد : « نه مىگويم مظلومانه كشته شد و نه مىگويم به عنوان مجرم كشته شد » . گفتند از هر كه گواهى ندهد عثمان مظلومانه كشته شده ، بيزارى مىجوييم و سپس آنجا را ترك كردند . على عليه السّلام اين آيهء قرآن را تلاوت كرد : « تو نمىتوانى مردگان را شنوا سازى و آواز خود را به گوش كرانى كه از تو روى مىگردانند برسانى . تو نمىتوانى كوران را از گمراهيشان راه‌نمايى . آواز خود را تنها به گوش كسانى توانى رساند كه به آيات ، ايمان آورده‌اند و مسلمان هستند . ( نمل / 80 - 81 ) . سپس روى به يارانش كرد و گفت : « مبادا اينان در ضلالتشان از شما در كار حقتان و اطاعت پروردگارتان كوشاتر باشند » . « 1 » با غروب خورشيد در روز آخر محرم ، على عليه السّلام به مرثد بن حارث جشمى فرمان داد به شاميان اعلام دارد كه دعوت او را به كتاب خدا نپذيرفتيد و در گمراهى پاى فشرديد ،
هامش
( 1 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3277 - 3297 ؛ منقرى ، وقعة صفين ، ص 200 - 202 . [ تاريخ طبرى ، ج 6 ، ترجمهء ابو القاسم پاينده ، ص 2521 ] .
جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 315 | ويلفرد مادلونگ / احمد نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط