تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
گفت : « خداوند آب را روز قيامت بر تباهكاران و فاسقان ميگسارى چون تو و وليد منع مىكند » . آنان بر او شوريدند و تهديدش كردند ، امّا معاويه گفت : « دست از او بداريد كه پيغام‌آور است » . در حالى كه بيرون مىرفت ، صعصعه پاسخ معاويه را خواست . معاويه گفت : « به زودى پاسخ خواهم گفت » . به سواره نظام خود فرمان داد كه ابو الاعور را در جلوگيرى از آب از دشمن ، يارى دهند . « 1 » اين اشتباهى فاحش بود ، چنان كه عمرو فورا بدان پى برد ؛ زيرا هيچ چيزى بيش از آن نمىتوانست اين مردان را ، كه اغلب از جنگ با برادران شامى خود اكراه داشتند - قبل از آن‌كه از نوشيدن آب محروم شوند - به شيرانى خشمگين مبدل كند . همانطور كه خوى ستمگران است ، معاويه متأثر از تبليغات خود مهار خويش از دست بداد و چنين پنداشت كه اينان قاتلان عثمان‌اند و بايد از تشنگى هلاكشان ساخت . مردى از « سكون » به نام سليل بن عمرو ، با سرودن اشعارى از معاويه پشتيبانى كرد . « 2 » مرد عابدى از همدان به نام معرّى بن اقبل از نظر عمرو عاص ، دوستش ، حمايت كرد و به معاويه گفت كه اين آغاز جور است ، زيرا بردگان ، بندگان و ضعيفان بىگناهى در اردوى دشمن وجود دارند . معاويه خشم خود را بر سر عمرو خالى كرد . عابد همدانى با سرودن شعرى تند با ابن هند وداع كرد و شبانه به على پيوست . « 3 » لزومى نداشت على مردانش را به جنگ تحريض كند . پس از آن‌كه يك روز و يك شب را بدون آب سپرى كردند ، اشعث بن قيس نزد آن حضرت رفت و از وى خواست كه اجازه حمله را صادر كند و درخواست كرد كه على به اشتر فرمان دهد تا با سواره نظامش به او بپيوندند . او گفت كه بازنمىگردند مگر آن‌كه به آب دست يابند يا جان سپارند ؛ على عليه السّلام پذيرفت . « 4 » دوازده هزار مرد داوطلب شدند ، و بر ابو الاعور و مردانش يورش بردند . حضور عمرو عاص با سواران شامى مانع آنها نشد . دشمن به هزيمت رفت و به شمارش تلفات خود پرداخت . اشتر خود هفت نفر و اشعث پنج نفر را كشته بودند . « 5 »
هامش
( 1 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3269 ؛ منقرى ، وقعة صفين ، ص 160 - 162 . ( 2 ) منقرى ، وقعة صفين ، ص 162 - 163 . ( 3 ) همان ، ص 163 - 164 . ( 4 ) همان ، ص 166 . ( 5 ) همان ، ص 174 .