فرماندهى شاميان را خود به دست گيرد . « 1 »
على عليه السّلام احتمالا در اوايل ذى حجهء سال 36 ، از نخيله رهسپار شد . « 2 » آن حضرت در غياب خود ابو مسعود ، عقبة بن عمرو انصارى از عوف بن حارث بن خزرج ، و از شركت كنندگان در جنگ بدر ، را به ولايت كوفه گماشت . « 3 » اين كارى پرمخاطره بود ، زيرا ابو مسعود بر خلاف حذيفة بن يمان ، با شورش كوفيان بر ضد سعيد بن عاص « 4 » والى عثمان در كوفه سخت مخالف بود و آشكارا تمايل به بىطرفى داشت . بعلاوه على به رئيس نگهبانان خود ، مالك بن حبيب يربوعى ، فرمان داد كه مردم را در اردوگاه گرد آورد . « 5 » او از راه مظلم ساباط به سمت مدائن و از آنجا به انبار رفت و طول ساحل شرقى فرات را پيمود تا به رقّه رسيد . از مدائن معقل بن قيس رياحى را در رأس سه هزار مرد فرستاد تا راه شمال را پيش گيرند . و رهسپار موصل ، نصيبين و رأس العين شوند و به آنان فرمان داد كه در رقه به او بپيوندند . « 6 »
در راه برخى از ياوران على عليه السّلام به او گفتند كه نامهاى ديگر به معاويه و يارانش بنويسد و از آنان بخواهد كه او را به رسميت بشناسند و از اشتباه خويش دست بردارند .
او نامه را نوشت و در آن معاويه و قريشيان همراه او را مورد خطاب قرار داد و به آنان يادآور شد كه در مقام مسلمان مكلفاند فرمان پرهيزكارترين و شايستهترين فرد در ميان خويش را بپذيرند و آنان را به پيروى از كتاب خدا ، سنّت پيامبر و حفظ خون امتش فرا خواند . معاويه با قطعه شعرى به او پاسخ داد ، با اين مضمون كه جز نيزه و شمشير چيزى بين آنان داورى نخواهد كرد . « 7 »
طلايه سپاه على عليه السّلام نزديك قرقيسيا ، به فرماندهى زياد بن نضر و شريح بن هانى ، از
هامش
( 1 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3256 - 3257 .
( 2 ) تاريخى را كه ابى الكنود در پنجم شوال آورده ، حدود دو ماه زودتر است ( وقعة صفين ، 131 ) . نبايد تا رسيدن على به صفين دو ماه و نيم طول كشيده باشد .
( 3 ) ابن حجر ، اصابة ، ج 4 ، ص 252 .
( 4 ) طبرى ، ج 1 ، ص 2934 .
( 5 ) منقرى ، وقعة صفين ، ص 121 - 131 . روايت شده كه مالك گردن مردى را كه عقب مانده بود زد ( همان ، ص 140 ) .
( 6 ) بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 296 .
( 7 ) منقرى ، وقعة صفين ، ص 151 .