عقب لشكريان نمودار شد . آنان از كوفه رهسپار شده و طول ساحل غربى رود فرات را پيموده بودند . وقتى به عانات رسيدند دانستند كه على عليه السّلام مسير ساحل شرقى را پيش گرفته و به معاويه از جانب دمشق در حال نزديك شدن است . چون مردم عانات از عبور آنان از رود فرات جلوگيرى كردند ، بازگشتند و از هيت به آن سوى رود رفتند . خواستند از مردم عانات انتقام گيرند ، امّا آنان استحكامات شهرشان را تقويت كردند ؛ لذا آنان به راه خود ادامه دادند تا به سپاه اصلى رسيدند .
در رقه سماك بن مخرمه دروازهها را بست و با نزديك شدن سپاه على عليه السّلام شهر را مستحكم كرد . على در خارج از شهر توقف كرد و از مردمان كينهتوز خواست كه پلى از قايق بر روى رودخانه بزنند تا سپاهش از آن عبور كنند . چون از اين كار سرباز زدند به طرف پل منبج در بخش علياى رودخانه رفت تا از آن بگذرد . امّا اشتر بر ساكنان دژ نهيب زد و به آنان هشدار داد كه مزاح نمىكند و آنان تصميم گرفتند بر روى رود پلى بزنند .
سرانجام پل زده شد و همهء سپاهيان از آن گذشتند . « 1 »
چون على عليه السّلام از رقه در سمت غرب به طرف صفين حركت كرد ، دوباره طلايه سپاهش را به فرماندهى زياد بن نضر و شريح بن هانى پيش فرستاد . آنان در سور الروم با ابو الاعور سفيان بن عمرو سلمى ، « 2 » همراه با سپاهى از شاميان ، روياروى شدند و هنگامى كه نتوانستند او را به تسليم وادارند على را باخبر ساختند . على اشتر را با سوارانى گسيل داشت تا به آنان بپيوندند و فرمان داد كه حمله را آغاز نكنند . شاميان شبانگاه هجوم آوردند و سپس عقب نشستند . صبح روز بعد اشتر هجوم آورد و يكى از سواران نامدار شامى به نام عبد اللّه بن منذر تنوخى ، به دست يكى از جوانان تميم ، به نام ظبيان بن عماره ، كشته شد . اشتر كسى را نزد ابو الاعور فرستاد و او را به مبارزه طلبيد . ابو الاعور
هامش
( 1 ) همان ، ص 151 - 152 ؛ طبرى ، ج 1 ، ص 3259 - 3260 ؛ بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 297 - 298 .
( 2 ) دربارهء ابو الاعور سلمى ، نگاه كنيد به مقالهء لامنس در دايرة المعارف اسلام ، كه در ويرايش دوم تجديد چاپ شده است . لامنس دربارهء او مىگويد كه « به نظر نمىرسد به نزديكترين مردان محفل پيامبر وابسته باشد » .
در حقيقت او به عنوان همپيمان ابو سفيان ، يكى از سرسختترين دشمنان محمد صلّى اللّه عليه و آله بود ( ر . ك : م . ج .
كيستر ، « پروردگارا ! عرصه را بر مضر تنگ كن . . . : جنبههاى اقتصادى اجتماعى و دينى يكى از احاديث اوليه » ، در مجلهء تاريخ اقتصادى و اجتماعى شرق ، شماره 24 ( 1981 ) ، ص 242 - 273 ، در 258 - 259 ) . او را از جمله كسانى نام بردهاند كه پيامبر در قنوتش آنان را نفرين كرد ( ابن ابى شيبه ، مصنّف ، ج 2 ، ص 215 ) .