او را كشتند تا در جايش بنشينند ، درست همانگونه كه روزى مرزبانان كسرى به وى خيانت كردند .
بارى ، با لشكرى سترك به سويتان رهسپار خواهم شد ؛ لشكرى كه صداى زنگولهها و زمزمههايش گوشها را كر مىكند . « 1 »
عباس بن عتبة بن ابو لهب در پشتيبانى از بنى هاشم چنين پاسخ داد :
از سلاحها مپرس كه از دست رفتند ؛ صاحبانشان آنها را از بيم جنگ رها كردند و گريختند .
او را به كسرى مانند كردى ، آرى همانند او بود ، هم در سيرت و هم در فوج سربازانش . « 2 »
معاويه به منظور متمركز ساختن نيروهايش براى حمله به عراق ، ناچار بود مرزهايش را در شمال و غرب امن كند . او با امپراتورى بيزانس پيمان آتشبس موقت بست و باج و هدايايى به آنان داد . معاويه احتمالا يقين يافته بود كه على بر ضد او در صدد تبانى با دشمن اسلام برنمىآيد . اكنون براى مصر نگرانى زيادى وجود نداشت ، زيرا محمد بن ابى بكر جايگزين قيس بن سعد قدرتمند شده بود . محمد بن ابى بكر گرچه سخت پيرو على عليه السّلام بود ، امّا درك سياسى نداشت . يك ماه پس از ورودش به اين شهر به مردانى كه در « خربتا » كناره گزيده بودند و قيس با آنان پيمانهايى آشتىجويانه برقرار ساخته بود ، نامهاى نوشت و از آنان خواست كه يا به فرمانش درآيند و يا از شهر بيرون روند . امّا آنان نپذيرفتند و مهلت خواستند تا ببينند در جنگ قريب الوقوع بين على و معاويه چه روى خواهد داد و اقدامات احتياطى را براى مقاومت به عمل آوردند . ابن ابى بكر بر آنان هجوم نبرد مگر پس از جنگ صفين . « 3 » امّا چون با آنان خصومت ورزيده بود ، اكنون خارى در چشم وى بودند .
فرزند أبو بكر ، بىترديد پيش از جنگ صفين ، علنا به بدگويى و لعن و طعن معاويه پرداخت . طبرى متن حاوى اين نزاع را حذف كرده است ، زيرا به گفتهء او عامه مردم
هامش
( 1 ) كاملترين متن آن ، كه در 9 سطر است ، در اغانى ، ج 4 ، ص 176 نقل شده است . اين ترجمهء ناقص مبتنى است بر اين متن ، به جز سطر سوم ( 1 ، 6 از متن اغانى ) كه « نجائبه » جاى « حرائبه » را گرفته است . براى آگاهى از متنهاى ديگر ، ر . ك : بلاذرى ، انساب ، ج 5 ، ص 104 و مراجعى كه در حاشيه آن داده است .
( 2 ) اغانى ، ج 4 ، ص 177 . معرفى اين شاعر با عنوان فضل بن عباس توسط ابو الفرج ، بىترديد اشتباه است .
( 3 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3248 .