تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
پيشتر چنين حكم كرده بود كه اگر نخواهد دوباره معاويه را منصوب دارد فقط از موضع قدرت مىتواند با او معامله كند . امّا وقتى پس از پيروزى در بصره قدرتمند شد ، جرير را نزد وى فرستاد ؛ جرير خود را دوست معاويه به شمار مىآورد و فكر مىكرد كه مىتواند او را وادار به تسليم كند . اشتر ، كه از زمان تبعيدش به دمشق به فرمان عثمان ، منفور معاويه قرار گرفته بود ، بهترين شخصى بود كه مىتوانست با او وارد عمل شود و او را با تهديدهاى گستاخانه خود به دادن پاسخ فورى وادار سازد . معاويه در اين هنگام نمىتوانست او را به اتهام شركت در قتل عثمان بكشد يا زندانى كند ، چنان كه احتمالا مىتوانست با ابن عباس ، در زمانى كه هنوز على در مدينه ضعيف بود ، چنين كند . تماس با اشتر در اين مرحله ، خشم يمنيهاى حمص و شاميان شمال را عليه او برمىانگيخت و سرنوشتش را تعيين مىكرد . پس از چندى او مىتوانست براحتى اشتر را مسموم كند و به خود ببالد . امّا در اين هنگام كه نيروهايش در شمال هنوز مستحكم نشده بودند ، وضع متفاوت مىنمود . اين پرسش مورد بحث وجود دارد كه آيا او بىدرنگ مىبايست تسليم مىشد يا مىكوشيد كه با پشتيبانى دمشق و كلب مقاومت كند . امّا اقبالش در باقى ماندن در قدرت ضعيف مىنموده . بنا به روايت شعبى ، اشتر جرير را در برابر على عليه السّلام به كينه‌توزى و حيله‌گرى متهم كرد و به او گفت : عثمان دينت را به ولايت همدان خريده است ؛ امير مؤمنان بايد او و امثال او را زندانى كند تا تكليف ستمكاران تعيين شود . « 1 » شعبى در مقام فردى عثمانى هيچ گرايشى به اشتر ندارد ؛ بنابراين دربارهء اعتبار گفته‌هايش در اينجا اندكى مىتوان ترديد كرد . اشتر در شعر خود خطاب به جرير تهديدهاى عمرو ، معاويه ، ذى الكلاع و حوشب ذى ظليم را كم‌اهميّت شمرد ، امّا او را محكوم يا تهديد نكرد . به هر تقدير ، جرير در كوفه احساس خوارى و ناراحتى كرد و رهسپار قرقيسيا شد . گويند نامه‌اى به معاويه نوشت و معاويه ورودش را گرامى داشت ، « 2 » امّا جرير در ركاب معاويه در جنگ صفين شركت نكرد . بعضى از اعضاى قبيله‌اش ، قصر بجيله ، به او پيوستند و تنها نوزده مرد از قصر در جنگ صفين در ركاب على عليه السّلام جنگيدند ، در حالى كه از احمس بجيله
هامش
( 1 ) منقرى ، وقعة صفين ، ص 60 ؛ بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 277 . ( 2 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3205 .