تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
كرد . شاميان از حضورش سرافراز شدند و فرياد زدند : « همراه ما نيك‌مردى ، فرزند نيك مردى ، فرزند عمر بن خطاب است » « 1 » . ياران على عليه السّلام در پاسخ گفتند : « همراه شما پليدى و فرزند نيك‌مردى است » . معاويه از او خواست تا فرماندهى لشكر آمادهء رزم ( شهباء ) خود را در برابر قبيله ربيعه كه آنان را از طرفداران پروپاقرص على عليه السّلام مىدانست ، به عهده گيرد . به گفتهء يزيد بن جابر ازدى شامى ، يكى از موالى به عبيد الله هشدار داد كه معاويه عمدا او را به هلاكت انداخته است . اگر پيروز شود ، معاويه فرمانروا خواهد شد و اگر كشته شود ، از وى رهايى خواهد يافت . همسرش بحريه ، دختر فرماندهء بزرگ قبيلهء ربيعه در جنگ ذو قار ، هانئ بن قبيصه ، نيز به او گفت كه قطعا كشته خواهد شد و اين همان چيزى است كه معاويه مىخواهد . عبيد الله بر اطاعت از اميرش اصرار ورزيد و كشته شد . « 2 » دست كم چهار مرد ادعا كرده‌اند كه او را كشته‌اند . عبيد الله شمشير عمر ، به نام « ذو الوشاح » را كه از او به ارث برده بود با خود حمل مىكرد . « 3 » پس از تسليم شدن عراق ، معاويه بر بكر بن وائل در كوفه فشار آورد تا آن را بگيرد . آنان به او گفتند كه يكى از مردانشان در بصره ، به نام محرز بن صحصح ، از بنى عائش بن مالك ابن تيم اللات بن ثعلبه ، عبيد الله را كشته است . او فردى را به بصره گسيل داشت ؛ كه شمشير را از او گرفت « 4 » و معاويه آن را نزد عبد اللّه بن عمر فرستاد تا توجّه فرزند بىآزار خليفهء نامدار را به خود جلب كند . « 5 » وقتى آتش جنگ كه با فريادهاى عمومى براى خونخواهى خليفهء مظلوم شعله‌ور شده بود ، سرتاسر شام را فرا گرفت ، قاريان شامى قرآن كه تا آن زمان با هر گونه نظرى
هامش
( 1 ) بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 305 ؛ منقرى ، وقعة صفين ، ص 293 . ( 2 ) ابن سعد ، طبقات ، ج 5 ، ص 10 - 11 . ( 3 ) ابن منظور ، مختصر ، ج 15 ، ص 348 . ( 4 ) منقرى ، وقعة صفين ، ص 298 ؛ طبرى ، ج 1 ، ص 3314 - 3315 ؛ بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 325 . ( 5 ) ابن منظور ، مختصر ، ج 15 ، ص 351 . بنا به روايت نافع ، مولاى ابن عمر ، معاويه شمشير را از قاتل خريد . احتمالا مقصود از اين عبارت آن بوده كه ابن عمر را از هر گونه اتهام در پذيرفتن مال غصبى مبرا سازد و يقينا ناموثق است . معاويه ، كه هرگز نمىتوان او را دشمنى جوانمرد به شمار آورد ، مىخواست درسى به ربيعه بياموزد كه با خليفهء خدا در روى زمين مخالفت نكند . در طى جنگ سوگند ياد كرده بود كه زنانشان را به اسارت خواهد گرفت و اسيرانشان را خواهد كشت ( منقرى ، وقعة صفين ، ص 294 ) . تنها شرايط تسليم بود كه چهار سال بعد مانع شد تا اميال انتقام‌جويانه خود را دنبال كند .